نسخه گویای کتاب «صلح امام حسن(ع)» با حضور معاون صدای سازمان صداوسیما در ساختمان شهدای رادیو رونمایی شد.

رونمایی از نسخه گویای صلح امام حسن(ع)

به گزارش خبرنگار مهر، مهدی شاملو مدیر «ایرانصدا» در ابتدا درباره کتاب گویای «صلح امام حسن(ع)» عنوان کرد: این کتاب برخلاف تصور که کتابی تخصصی است و برای کسانی که با نگاه تحلیلی می‌خواهند بررسی کنند برعکس کاملاً برای مخاطب عام هم جذابیت دارد و فضایی نمایشی و هنری دارد.

در ادامه زهرا عبدالله‌زاده تهیه‌کننده نسخه گویای کتاب «صلح امام حسن(ع)» درباره تولید این اثر گفت: وقتی با این کتاب رو به رو شدم، احساس کردم کتاب از ظرفیت بالایی برخوردار است و باید بتوانیم تلاش بیشتری را برایش انجام دهیم و البته گویندگان حق کتاب را ادا کردند.

وی افزود: از همه تجاربی که در ۲۵ سال گذشته اندوخته بودم، استفاده کردم تا بخش شنیداری کتاب جذابیت دوچندانی داشته باشد. موسیقی در چنین آثاری بار معنایی بیشتری به کار می‌بخشد و در این زمینه هم کار کردیم.

ناصر نظامی، محی‌الدین تقی‌پور، احمد گنجی و ابوالفضل شاه بهرامی گویندگان کتاب گویای «صلح امام حسن(ع)» هستند که به تهیه کنندگی زهرا عبدالله زاده به تولید رسیده است.

[کتاب «ص‍ل‍ح‌ ام‍ام‌ ح‍س‍ن‌(ع): پ‍رش‍ک‍وه‌ت‍ری‍ن‌ ن‍رم‍ش‌ ق‍ه‍رم‍ان‍ان‍ه‌ی‌ ت‍اری‍خ‌» به قلم راض‍ی‌ آل‌ی‍اس‍ی‍ن‌ و با ترجمه آیت الله ع‍ل‍ی‌ خ‍ام‍ن‍ه‌ای‌ برای نخستین بار در 544صفحه و به سال 1348 منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...