کتاب «زیباتر از نسرین» زندگی‌نامه شهیده رقیه رضایی لایه به قلم سهیلا علوی زاده توسط انتشارات روایت فتح راهی بازار نشر شد.

زیباتر از نسرین» زندگی‌نامه شهیده رقیه رضایی لایه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «زیباتر از نسرین» زندگی‌نامه شهیده رقیه رضایی لایه به قلم سهیلا علوی زاده توسط انتشارات روایت فتح منتشر شده است.

این کتاب در هفت فصل، روند سراسر تلاش و انتخاب برای رسیدن به والاترین عشق و تکامل را در زندگی شهیدی روایت می‌کند که در اوج جوانی به آن دست یافت.

کتاب پیش رو به مخاطبانش می‌آموزد که مقلد بدون فکر نباشند و هر آنچه را که می‌شنوند مورد تحقیق و بررسی قرار دهند، رقیه رضایی لایه دختر جوانی است که هنگام شرکت در راهپیمایی برائت از مشرکین در نهم مرداد ۱۳۶۶ توسط عوامل رژیم سعودی به شهادت رسید.

نویسنده این کتاب در خصوص تحقیق و پژوهش آن می‌گوید: «مهم‌ترین ویژگی که در این شهید وجود داشت و من را ترغیب به نوشتن کرد این بود که خیلی باهوش بوده و همه چیز را خود تجزیه و تحلیل می‌کرده است. او فقط اهل شنیدن، عمل کردن یا پیروی کردن نبود. هر چه را که می‌شنید درباره آن تحقیق می‌کرد و این برای من خیلی جالب بود. همین روحیه کاوش و کنکاش وی باعث شد تا این شهید سر از خیلی جاها در آورد. از نظر من شاید اگر این امتیاز را نداشت مثل دیگر آدم‌ها می‌شد.

او می‌توانست مسائل را تجزیه و تحلیل کند و به نتیجه برسد که البته این به نتیجه رسیدن باب میل خیلی‌ها هم نبود.»

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

«با شروع سال تحصیلی، رقیه هم مثل قبل در سمت مربی امور تربیتی و دبیر معارف کارش را شروع کرد، این بار در دبیرستان کوثر. روز اول که سرکلاس رفت به شاگردانش گفت: «هدف از درس خواندن، گرفتن نمره نیست، بلکه درک و فهم عمیق درس است.» بعد هم اضافه کرد: «دوست دارم امسال با کمک هم فعالیت‌های پرورشی را انجام بدهیم.»

کتاب «زیباتر از نسرین» در ۱۷۶ صفحه با شمارگان دو هزار و ۲۰۰ نسخه و با قیمت ۱۵ هزار و ۵۰۰ تومان در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...