"گونتر گراس" که دو سال پیش زندگی‌نامه جنجالی خود را منتشر کرد، به منظور تلطیف جو به وجود آمده درباره‌ حضورش در گروه «اس‌اس» ارتش آلمان، زندگی‌نامه دیگری از خود نوشت. 
   
گراس نویسنده آلمانی رمان "طبل حلبی" و برنده نوبل ادبیات، دو سال پیش در کتاب زندگی‌نامه‌اش با نام "کندن پوست پیاز" به خدمت در گروه «اس‌اس» ارتش آلمان در هفده سالگی اعتراف کرد.

وی اکنون اتوبیوگرافی جدیدی نوشته است و قصد دارد آن را به زودی منتشر کند. "گونتر گراس" هشتاد ساله امروز معروف‌ترین نویسنده زنده آلمانی در دنیا است اما سال گذشته با انتشار کتاب خاطرات خود با واکنش‌های تندی از طرف رسانه‌های ادبی جهان روبه‌رو شد.

گراس در کتاب "کندن پوست پیاز" به تجربه‌های سیاسی دوران جوانی‌اش اشاره کرده بود و برای اولین بار اعتراف کرده بود که در گروه "اس‌اس" نازی‌های ارتش آلمان به مدت کوتاهی خدمت کرده است.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، با این حال گفته‌ می‌شود گراس زندگی‌نامه جدید خود را به منظور تلطیف جو شدید حاکم بر زندگی خود نوشته است و قصد دارد از این طریق جنجال‌های گذشته را جبران کند.

لودویک یان، که به دلیل شوخی ساده‌­ای از حزب و دانشگاه اخراج شده و مجبور شده است که شش سال تمام در معادن زغال‌­سنگ کار کند، پانزده سال بعد وقتی با هلنا زمانووا، همسر رئیس سازمان حزبی دانشکده، روبرو می‌­شود، گمان می‌­کند فرصت انتقام را به چنگ آورده است ... لودویک آن زن را فریب می­‌دهد و در اختیار می‌­گیرد، اما به زودی خبردار می­‌شود که شوهر او دیگر با زنش زندگی نمی­‌کند. ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...