کتاب «شورشی سودایی» شامل زندگینامه میخائیل باکونین [Mikhail Bakunin] نوشته ادوارد هلت کار [Edward Hallett Carr] با ترجمه محمود حبیبی توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شد.

شورشی سودایی» شامل زندگینامه میخائیل باکونین [Mikhail Bakunin] نوشته ادوارد هلت کار [Edward Hallett Carr]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر،‌ نسخه اصلی این‌کتاب سال ۱۹۷۵ در لندن چاپ شده است.

میخائیل الکساندروویچ باکونین نظریه‌پرداز آنارشیست روس، متولد ۱۸۱۴ و درگذشته به سال ۱۸۷۶ است. او در رشته فلسفه تحصیل کرد و مانند کارل مارکس از گروه هگلی‌های جوان محسوب می‌شد. باکونین زندگی پر فراز و نشیبی داشته که از شرکت در تظاهرات، دستگیری، تبعید، فرار از تبعید و مهاجرت ساخته شده است.

ادوارد هلت کار نویسنده این‌کتاب، روزنامه‌نگار و محقق انگلیسی است که در این‌اثر خود، ضمن روایت بخشی از تاریخ اروپای قرن نوزدهم، سفرهای مختلف باکونین به شهرهای مختلف قاره سبز را روایت کرده است. این‌سفرها برای تحقق عدالت و آزادی و برابری انجام می‌شدند. هلت‌ کار کتاب «شورشی سودایی» را بهترین زندگینامه تالیفی‌اش دانسته است. او معتقد بود میخائیل باکونین، تجسم کامل روح آزادی در تاریخ است؛ یک پیامبر سودایی که همیشه دنبال نابودی نظم موجود بود و هدفی جز به قدرت رساندن فرد در برابر دولت نداشت. باکونین آرمان‌های آنارشیستی داشت که به‌دلیل ویژگی‌های خاص و ویژه‌شان هرگز عملی نشدند اما هشدارهایی هم درباره نظام‌های دیکتاتور و تمامیت‌خواه داشت که در روزگاران پس از او، مورد استفاده قرار گرفتند.

یکی از مسائلی که در این‌زندگینامه به تصویر کشیده شده، دوقسمتی‌بودن شخصیت آرمان‌گرایان آنارشیست مثل میخائیل باکونین و سر پر سودای آن‌هاست.

کتاب پیش‌رو، ۶ بخش یا کتاب را شامل می‌شود که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «کتاب اول: رمانتیک جوان»، «کتاب دوم: ماجراجویی انقلابی»، «کتاب سوم: زنده به گور»، «کتاب چهارم: جان‌یافته»، «کتاب پنجم: باکونین و مارکس» و «کتاب ششم: سال‌های واپسین». این‌بخش‌ها در مجموع، ۳۴ فصل را در بر می‌گیرند.

فصول یک تا ۷ کتاب در بخش اول آمده‌اند که به‌ترتیب عبارت‌اند از: تولد یک شورشی، عشق و متافیزیک، اوج شیدایی، واقعیت پاییزی، برادر و خواهران، هگل و بلینسکی، فرار.

مابین دو جهان، وداع با فلسفه، میان‌پرده سویسی، زندگی در پاریس، درآمدی بر انقلاب، ۱۸۴۸، مرام یک انقلابی، شکست‌خورده هم عناوین فصول ۸ تا ۱۵ هستند که در کتاب دوم آمده‌اند. در کتاب یا بخش سوم هم ۳ بخش ساکسونی اتریشی، روسیه، ماجرای سیبری آمده‌اند. در بخش چهارم کتاب پیش‌رو، فصول نوزدهم تا بیست و چهارم کتاب به این‌ترتیب‌اند: اولین گام‌ها در لندن، سوداهای سیاسی، لهستان، اپیزود سوئدی، فلورانس، ناپل.

اتحادیه صلح و آزادی، شکل‌گیری «ائتلاف»، کنگره بال، ماجرای نچایف، شکست مفتضاحانه در لیون، نیروهای ائتلاف، مارکس در برابر باکونین هم عناوین فصول ۲۵ تا ۳۱ کتاب هستند که در بخش پنجم آن آمده‌اند. ششمین بخش از این‌کتاب هم فصل ۳۲ تا ۳۲ را با این عناوین شامل می‌شود: طرح‌های آخر، باروناتا، مرگ یک خرده‌مالک.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

ترکیب حکومت موقت بیانگر ماهیت نیروهای شورشی بود. در میان این سه‌نفر فقط چشیرنر را که از معاونین مجلس اعیان بود، می‌شود یک رادیکال افراطی و نیز دارای استعداد عوامفریبی دانست. هویبْنر و تُد نماینده نوعی بورژوازی بودند _ پان‌ژرمن و اصلاح‌طلب مشروطه‌خواه. آنها از نقض حق قانونی سلطنت و طرد خشونت‌بار قانون اساسی فرانکفورت بیزار بودند اما انقلابی نبودند. آنها هیچ برنامه اجتماعی‌ای نداشتند و تمایل اسرارآمیز به نابودکردن نیز که موتور حرکت باکونین بود، در آنها مشاهده نمی‌شد. بورژوازی محترم درسدن، همراه با پرولتاریا، ناگهان و به‌طور غیرمنتظره خود را بر کرسی قدرت دید. اما هیچ‌یک تصوری از این‌که با این قدرت به دست‌آمده چه کنند، نداشتند.

این‌کتاب با ۶۳۲ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۱۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...
می‌خواهد حقوقِ ازدست‌رفته همسرش را به دست آورد، اما برای اثباتِ قابلیتهای خودش و به‌دست‌آوردن مال و جاه به صغیر و کبیر رحم نمی‌کند و دیگران در نظرش در حکم ابزارند... چشم‌انداز من بیشتر متوجه تداوم ادبیاتِ نیاکان بوده و هست... اصل را بر شناخت بگذاریم... اجازه بدهید به‌جای لفظ‌های آزادی و دموکراسی که فرصتِ فهمِ آن به ما داده نشده، بگویم قانون... ملتی که از خودش تهی شود دیگر ارجی نخواهد داشت و بیش از آنکه تا اکنون لِه شده‌ایم لِه خواهیم شد ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...