زنان در عهد جدید | ایبنا


 کتاب «تفسیر عهد جدید با تکیه بر آیات مرتبط با زنان» نوشته نسرین حیدرزاده اصفهانی توسط انتشارات کویر منتشر و روانه بازار شده است. این کتاب در ۴۳۲ صفحه و در شش فصل شرح مفصلی از جایگاه زنان در عهد جدید ارائه داده است. نویسنده مطالعه این کتاب را برای پژوهش در چند حوزه مفید دانسته است: ۱) مطالعات تطبیقی حقوق زنان و دین، ۲) مطالعات تطبیقی فلسفه غرب و دین، ۳) مطالعات تطبیقی ادیان ابراهیمی، ۴) مطالعات روابط بین‌الملل و گشایش گفتگو با کشورهای مسیحی، ۵) آشنایی با فرهنگ و آثار باستانی مسیحیت به زبان فارسی.

خلاصه کتاب تفسیر عهد جدید با تکیه بر آیات مرتبط با زنان

منشا اصلی این کتاب پایان‌نامه کارشناسی ارشد خانم حیدرزاده اصفهانی با عنوان «بازخوانی نقش و جایگاه زنان در کتاب مقدس» است که در دانشگاه الزهرا و به راهنمایی دکتر شهناز شایان‌فر تدوین شده است. اما کتاب حاضر نسبت به پایان‌نامه، مشروح‌تر و مفصل‌تر بوده و از منابع بیشتری بهره گرفته است. به گفته نویسنده در نگارش کتاب از ۱۰۶ منبع فارسی، ۳۱۸ منبع انگلیسی و ۶۲ منبع الکترونیک بهره گرفته شده است.

هدف از نگارش کتاب، پاسخ به سه سوال زیر بوده است:
۱) تفاسیر روایات مرتبط با زنان در عهد جدید از نظرگاه دینی و حقوق زنان چیست؟
۲) نگرش و عملکرد حضرت عیسی و حواریون در مواجهه با زنان بر اساس عهد جدید چگونه است؟
۳) زنان در عهد جدید چگونه به تصویر کشیده شده‌اند و چه جایگاهی دارند؟

بر همین اساس، محورهای عمده کتاب شامل موارد زیر است:
۱) تفسیر روایات مرتبط با زنان در عهد جدید،
۲) بررسی نگرش و عملکرد عیسی مسیح و حواریون در مواجهه با زنان،
۳) نقش و جایگاه زنان در گسترش مسیحیت اولیه،
۴) بررسی شخصیت زنان تاثیرگذار در عهد جدید.

در فصل اول با عنوان «مقدمات» راجع به لزوم گفتگو میان مسیحیان و مسلمانان بحث شده، همچنین از مفهوم روشنفکری دینی به عنوان کلید ورود به بحث یاد شده. همچنین توضیحی کلی درباره الهیات فمنیستی و علل تفسیر فمنیستی از کتاب مقدس ذکر شده است. از شخصیت نویسندگان عهد جدید نیز تحلیلی ارائه شده است.

در فصل دوم با عنوان «بررسی نگرش و عملکرد حضرت عیسی در مواجهه با زنان پیش از مصلوب شدن» داستان‌هایی از اناجیل با محوریت زنان نقل شده و تفاسیر فمنیستی از آنها عرضه شده است. گفتگوی عیسی مسیح و زن سامری مورد بحث و بررسی جدی قرار گرفته است. همچنین رابطه مادر و برادران عیسی مسیح نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته. روایت مربوط به شفای زن گوژپشت، روایت شفای مادرزن پطرس، روایت ایمان آوردن زن بدکاره و همینطور روایت سنگسار زن زناکار از دیگر روایاتی هستند که آیات آنها نقل شده و مورد تفسیر مشروح قرار گرفته‌اند.

در فصل سوم با عنوان «نقش و جایگاه زنان در وقایع پیرامون مصلوب شدن حضرت عیسی» شرحی از وقایع منتهی به مصلوب شدن عیسی مسیح بیان شده و بررسی مفصلی پیرامون زنان حاضر در این رخداد انجام شده است. به عنوان مثال بحثی راجع به حضرت مریم ارائه شده. شخصیت مریم نوسان شدیدی در انجیل دارد: گاهی به عنوان شخصیتی نازل تصویر شده که از نظر معرفت با سایر مردم برابر است و گاهی شخصیت والایی پیدا کرده و به عنوان معیار و مثالی برای ایمان نام برده می‌شود.

مریم الگوی ایمان مسیحی معرفی شده، ایمانی که از گناه و نفاق به دور است. مریم ایمان یا بینش خارق‌العاده و تیزهوشانه‌ای نسبت به پیشامدهای رازآلود خداوند ندارد بلکه گذر زمان و صبوری وی به استحکام بیشتر ایمانش منجر شد. برخی معتقدند که باید میان شخصیت تاریخی مریم از یکسو و شخصیت نمادین وی (باکره، مادر، عروس، ملکه و شفیع) از سوی دیگر تمایز قائل شد. یکی از شخصیت‌های کلیدی اناجیل، مریم مجدلیه است. او یکی از وفادارترین پیروان عیسی مسیح در میان زنان است که در برخی کلیساها قدیس شمرده می‌شود. گرگوری کبیر، مریم مجدلیه را شاهد رحمت و فیض الهی دانست و توماس آکویناس او را رسول رسولان نامید. پاپ فرانسیس جشنی برای گرامیداشت مقام او به عنوان یک مقام مقدس در تقویم رومی بنیان گذاشت که در ۲۲ ژوئیه واقع است.

مریم مجدلیه، فردی غیراجتماعی و منزوی از خانواده‌ای سلطنتی ترسیم شده است. او همچون خانواده‌اش صاحب دولت، ثروت و شهرت زیادی بود. در تصاویر زنی با موهای قرمز است که لباس‌های گران‌قیمت به تن دارد. احتمالاً زمانی که عیسی بر یازده حواری خویش ظهور کرد، مریم مجدلیه نیز میان ایشان بود. او اولین شاهد رستاخیز عیسی بوده و قبل از حواریون به قیام مسیح شهادت داد بنابراین یک بشارت‌دهنده و رسول بود. یکی دیگر از زنان نام‌برده شده، همسر پیلاطس است. او تنها کسی بود که در زمان مصلوب شدن، به کمک عیسی مسیح شتافت؛ او نامه‌ای به دربار فرستاده که در آن خواستار عدم محکومیت مرد عادل (عیسی مسیح) شده بود. در ادامه فصل، شخصیت سالومه، سوسن و یوانا، مریم مادر یعقوب و مریم مادر مرقس نیز مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

در فصل چهارم نگرش و عملکرد حواریون درباره زنان مورد بررسی قرار گرفته. دیدگاه‌های پولس رسول درباره زنان در همین فصل بررسی شده.

در فصل پنجم، نقش و جایگاه زنان در گسترش مسیحیت اولیه بررسی شده است. مثلاً روایت ایمان آوردن لیدیه در اعمال رسولان بیان شده است. او تاجری یهودی از شهر تیاترا بود که برای بازرگانی به سفر می‌پرداخت. او زنی سخاوتمند و مهمان‌نواز بود که برای حمایت از تشکیل جامعه مسیحی، تلاش زیادی کرد. همینطور در نوشته‌های پولس به زنی به نام فیبی اشاره شده. فیبی نام یونانی و به معنای روشن است. او یکی از مسیحیان رومی و احتمالاً زنی ثروتمند بود؛ جزئیات زندگی وی در دسترس نیست اما گفته شده که زنی مستقل، باهوش، توانا و خداپرست بوده که در شهر بندری قرنتس زندگی می‌کرد. فیبی نماینده پولس رسول در اجتماعات مسیحی-رومی بود که در سالهای نخست تاسیس کلیسا به عنوان نخستین همکار وی به روم فرستاده شد.

در فصل ششم تصاویر و نقاشی‌هایی از زنان عهد جدید به نمایش درآمده است. در پایان نیز فهرست منابع فارسی، انگلیسی و منابع الکترونیک عرضه شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...