در این مراسم که از سوی بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان برگزار شد، برگزیدگان دومین دوره جایزه کتاب سال آن مرحوم اعلام شدند و مورد تقدیر قرار گرفتند.

دین و اخلاق محیط زیست

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، در دومین دوره از این جایزه کتاب آثار منتشر شده در سه حوزه «روشنفکری دینی»، «اصلاح فرهنگ استبدادی و بسط دموکراسی»، و «تحولات و چالش‌های فرهنگی اجتماعی نسل جوان» که چاپ اول آنها ۱۴۰۱ بوده مورد داوری قرار گرفتند.

بر اساس نظر هیات داوران جایزه کتاب سال مهندس بازرگان، کتاب «دین و اخلاق محیط زیست: از تعارض تا اجماع هم‌پوش» نوشته دکتر ابوالقاسم فنایی و دکتر سجاد بهروزی و منتشر شده از سوی انتشارات دانشگاه مفید به عنوان کتاب سال در حوزه روشنفکری دینی برگزیده شد.

همچنین کتاب «معمای استبداد و دموکراسی در ایران» نوشته دکتر نیما شجاعی و منتشر شده از سوی انتشارات طرح‌نو، به عنوان کتاب سال در حوزه «اصلاح فرهنگ استبدادی و بسط دموکراسی» انتخاب شد.

کتاب «اندیشه‌های پیشرفت و تحولات جدید جامعه ایران» تالیف دکتر هادی خانیکی و منتشر شده از سوی نشر نی، در این بخش شایسته تقدیر شناخته شد.

هیات داوران کتاب «در ستایش عقل» اثر مایکل‌پاتریک لینچ ترجمه یاسر میردامادی و منتشر شده از سوی فرهنگ نشر نو را در بخش ترجمه شایسته تقدیر دانست.

همچنین در این مراسم از محمد عبدی سازنده مستند «ساکن خانه نارون» در مورد زندگی مهندس بازرگان تقدیر به عمل آمد.

هیات داوران دومین جایزه کتاب سال مهندس مهدی بازرگان عبارتند از دکتر مقصود فراستخواه، دکتر علی محمودی، دکتر مسعود پدرام، دکتر محمد حسین بنی‌اسدی، دکتر علی ملک‌پور، مهندس توسلی، دکتر فرهاد بهبهانی، دکتر شامخی، محمد جواد مظفر، علی اکبر بدیع‌زادگان، مهدی معتمدی‌مهر.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...