کتاب «آتاتورک؛ بنیانگذار جمهوری ترکیه» [Atatürk, founder of a modern state] به قلم ارگون زبدون [Ergun Özbudun] و ترجمه اسماعیل قهرمانی‌پور، روایت زندگی آتاتورک یا مصطفی کمال، پایه‌گذار جمهوری ترکیه را روایت می‌کند.

اتاتورک؛ بنیانگذار جمهوری ترکیه» [Atatürk, founder of a modern state] به قلم ارگون زبدون [Ergun Özbudun]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «اتاتورک؛ بنیانگذار جمهوری ترکیه» روایت زندگی آتاتورک یا مصطفی کمال، پایه‌گذار جمهوری ترکیه و اولین رییس جمهور این کشور از تولد در سال ۱۸۸۱ تا مرگ در ساعت ۹:۰۵ دهم نوامبر ۱۹۳۸ را بررسی کرده است.

در حالی که کاروان امپراتوری عثمانی در جاده پر پیچ و خم جهان در حال تحول بعد از جنگ جهانی اول در نخستین تاب جاده نرمشی از خود نشان نداد و به اعماق دره مرگ فروغلتید و بخت به مردم ترک لبخند می‌زد که از میان دود و آتش جنگ، افسر جوانی برخاست و کشور را از سقوط حتمی و پاره پاره شدن نجات بخشیده و کشوری پرنشاط، زنده و پویا را بنیاد نهاد و چه زیباست که مردمانش نوآوری‌های او را پاس می‌دارند و همچنان به ستایش از او سخن می‌گویند و او را آتاتورک نامیده‌اند که به معنی پدر ترکیه جوان است.

بر طبق مقدمه مترجم؛ امپراتوری عثمانی بعد از شکل‌گیری مطابق معمول شروع به تهاجم به کشورهای دور و نزدیک کرده ‌ضمن غارت و چپاول، شروع به زیر سلطه کشیدن آن‌ها کرد که باعث کشت و کشتار انسان‌های بی شمار شد. اما به هر حال آن امپراتوری در جنگ جهانی اول متلاشی شد و اگر اتاتورک اقدام نکرده بود، کشورهای آزادی یافته از سلطه آن، چیزی به نام ترکیه باقی نمی‌گذاشتند و تمامی تلاش اتاتورک این بود تا بتواند قسمتی را برای خود مردم ترکیه حفظ کند که بالاخره موفق شد.

این کتاب بدون فصل‌بندی یک روایت پیوسته از زندگی اتاتورک از تولد تا مرگ را ارائه می‌دهد و مراحل مختلف زندگی او را از کودکی، نوجوانی، تحصیل در مدرسه نظامی و ورود به آموزشگاه جنگ و حضور فعال در جنگ جهانی اول به عنوان یک فرمانده عالی رتبه تا شکل‌گیری تحولات فکری و عملی او در مسیر مخالفت با امپراتوری عثمانی و ایجاد مجمع اعلای ملی در انکارا در ۳۰ آوریل ۱۹۲۰ در برابر دولت مستقر در استانبول و خلافت عثمانی و در مرحله بعد اخراج اشغالگران خارجی و انحلال عثمانی و اعلام رسمی استقلال ترکیه در۱۹۲۳ به تصویر می‌کشد.

نویسنده در ادامه به مساله انتخاب اتاتورک به عنوان اولین رییس جمهور ترکیه جدید پرداخته و به تشریح برنامه اصلاحی وی در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و آموزشی می پردازد؛ اصلاحاتی که اتاتورک آنها را اقداماتی ضروری برای حذف کامل سنت‌های قدیمی به جا مانده از دوره عثمانی و ورود ترکیه جدید به عصر مدرن و دنیای جدید می‌دانست.

کتاب روایت خود را با تشریح آخرین سفر طولانی اتاتورک که منجر به بیماری و در نهایت مرگ او در ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸ می‌شود، پایان می‌دهد.

کتاب «آتاتورک؛ بنیانگذار جمهوری ترکیه» در ۲۳۲ صفحه و با شمارگان ۵۰۰ نسخه از سوی انتشارات دبیر منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...