یهود ستیزی علیرضا سلطانشاهی

کتاب «یهود ستیزی» بررسی ابعاد اعتقادی، رفتاری و سیاسی یهود و صهیونیسم جهانی به قلم علیرضا سلطانشاهی توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، «یهود» واژه‌ای چندبعدی و گاهی مبهم به نظر می‌رسد؛ از جهتی یکی از مکاتب توحیدی در کنار اسلام و مسیحیت است و از طرفی دیگر، بیان‌گر یک نژاد یا قومیت است. یهودیت وقتی در کنار مفهومی همچون صهیونیسم قرار می‌گیرد دارای ابعاد سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی نیز می‌شود. ازاین‌رو در کاربرد مفهوم یهود باید به تنوع و پیچیدگی خاستگاه مفهومی آن توجه شود. یکی از مواجهت‌ها با واژه یهود در قالب واژه یهودستیزی دنبال می‌شود.

البته این مواجهه نه به‌معنای ستیز با یک دین الهی بلکه ستیز با یک نژاد یا قومیت است که انگیزه‌ها و عملکرد دنیاطلبانه آن موجب مخالفت سایر ادیان با او شده است. درواقع یک نگرش قومیت و انحصارگرایانه خودبرتربین،‌ یک دین الهی را دست‌مایه اهداف و انگیزه‌های توسعه‌طلبانه خود قرار داده است که سبب مقاومت و مخالفت مردمان سایر ادیان و ملل شده است. البته این گروه با هدایت صهیونیزم جهانی، از این رویداد برای مظلوم نمایی خود حداکثر بهره را برده است و با تعریف جایگاه حق برای خود به‌عنوان یک دین الهی،‌ منتقدان خود را مخالفان با قوم برگزیده الهی، سامی ستیز و یهودستیز معرفی کرده است.

این کتاب موضوع «یهودستیزی» را در ابعاد اعتقادی، رفتاری و سیاسی بررسی کرده است و با توجه به اهمیت و جایگاه بحث هولوکاست در این موضوع، در پایان کتاب، بخش مستقلی را به آن اختصاص داده است. این کتاب اطلاعات خوبی درباره موضوع یاد شده و گستردگی دامنه آن در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به دست می‌دهد که برای محققان و علاقه‌مندان به مباحث حوزه ادیان، علوم‌سیاسی و اجتماعی می تواند جالب و مفید باشد.

در برشی از کتاب می‌خوانیم:

یهودستیزی واقعیتی انکار ناپذیر است، در عین اینکه تاکنون هیچ مستمسکی بهتر از آن برای صهیونیسم یافت نشده است، یهودستیزی واقعیت دارد؛ ولی بدون دلیل نیست و دلایل آن به باورهای یهودیت و به رفتار آنان باز می‌گردد و اگر کسان دیگری غیر از یهودیان نیز دارای این باورها بودند و یا رفتاری همگون با یهودیان داشتند، دشمنی و یا ستیز دیگران را به خود جلب می‌‎کردند. علت دیگر بر تداوم یهودستیزی خواست صهیونیست‌هاست. آنان برای عملی کردن ایده جنبش‌ملی خود نیاز به مظلوم‌نمایی دارند تا از این طریق حضور نامشروع خود در فلسطین را مشروع جلوه داده، جهانیان را بفریبند و چه دستاویزی بهتر از آن که دیگران را متهم به دشمنی ذاتی با یهود کنند؟ به همین دلیل افسانه قتل‌عام یهود یا واقعه هولوکاست باید به‌عنوان یکی از مظاهر مظلومیت یهودیان همواره در قالب و زمان‌های مختلف به رخ جهانیان کشیده شود.

کتاب «یهود ستیزی»؛ واقعیت یا دستاورد سیاسی با محوریت بررسی ابعاد اعتقادی، رفتاری و سیاسی یهود و صهیونیسم جهانی در قطع رقعی و ۳۷۱ صفحه و به قلم علیرضا سلطانشاهی به رشته تحریر در آمده و توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...