برگزیده‌ی 35 سال ادبیات داستانی عاشورا در ایران به کوشش حسین حداد منتشر شد.

به گزارش ایسنا، کتاب «راز سر به مهر» (برگزیده‌ی سی‌وپنج سال ادبیات عاشورایی در ایران) با گردآوری و تنظیم حسین حداد - نویسنده‌ی فقید - به تازگی منتشر شده است.

کتاب یادشده آثار داستانی 16 نفر از نویسندگان معاصر را درباره‌ی واقعه‌ی عاشورا دربر می‌گیرد؛ آثاری از: حسن احمدی، میثاق امیرفجر، قیصر امین‌پور، اصغر استاد حسن معمار، محمود براتی ‌خوانساری، محمدرضا بایرامی، سیدابوالقاسم حسینی (ژرفا)، زهرا زواریان، نرگس ساعتی، سیدمحمد سادات اخوی، سیدمهدی شجاعی، مجید شاه‌حسینی، مریم صباغ‌زاده‌ ایرانی، فریدون عموزاده‌ خلیلی، داوود غفارزادگان و حمید گروگان.

در «راز سر به مهر»، پیش از ارائه‌ی داستان‌های نویسندگان، زندگی‌نامه‌ی کوتاهی از آن‌ها به چاپ رسیده است.

این کتاب در 231 صفحه و شمارگان2500 نسخه از سوی انتشارات سوره‌ی مهر منتشر شده است.

حسین حداد - نویسنده و مدیر دفتر پژوهش‌های ادبی حوزه‌ی هنری - بعد از تحمل یک دوره‌ی چندماهه‌ی بیماری، اسفندماه سال 85 از دنیا رفت.

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...