کتاب «تاریخ بانکداری اسلامی در ایران» به قلم میثم مهرپور توسط نشر صاد منتشر شد.

تاریخ بانکداری اسلامی در ایران میثم مهرپور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «تاریخ بانکداری اسلامی در ایران» به قلم میثم مهرپور در ۱۷۶ صفحه و دو نسخه‌ الکترونیکی و کاغذی به همت نشر صاد منتشر شد. نسخه‌ کاغذی کتاب به بهای ۴۵ هزار تومان و نسخه‌ الکترونیکی آن نیز با قیمت ۲۲۵۰۰ تومان قابل تهیه است.

یکی از تغییرات اساسی در اقتصاد ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تغییر قوانین پولی-بانکی کشور بود. به طوری که در سال ۵۸ طرح ادغام بانک‌ها و قانون ادره امور بانک‌ها به عنوان قوانینی موقت در راستای ملی شدن بانکداری ایران مصوب شد. بر این اساس تعداد بانک‌های ایران از ۲۶ بانک به واسطه انحلال و ادغام به حدود ۹ بانک کاهش یافت. خیلی زود و به رغم آغاز جنگ تحمیلی، در سال ۶۲ وزارت اقتصاد مسئول ارائه لایحه‌ای به مجلس تحت عنوان قانون بانکداری بدون ربا شد. قانونی که در سال ۶۲ تصویب و دولت از سال ۶۳ موظف به اجرای آن شد.

این اثر، روایت چهار دهه تلاش برای اسلامی‌سازی بانکداری در ایران است. نویسنده تلاش کرده است در این کتاب، نظام بانکداری در ایران از ابتدای انقلاب تا امروز را با روایتی تاریخی بررسی کند. برای آشنایی مخاطبان با شرایط نظام بانکی در سال‌های قبل از انقلاب، در پیشگفتار این کتاب علاوه‌بر بیان تاریخچه‌ای مختصر از بانکداری در سطح جهان، به بررسی پیدایش و گسترش بانک‌ها در ایرانِ قبل از انقلاب پرداخته شده است. در این کتاب افکار و اندیشه‌های افراد تاثیرگذار در مبانی اقتصاد اسلامی و تغییرات یا رفرم‌های صورت گرفته در یکصد سال اخیر نیز بررسی شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...