انتشارات سروش پنجمین چاپ کتاب «سیره رسول الله: از آغاز تا هجرت» اثر مرحوم عباس زریاب خویی را پس از گذشت یازده سال از چاپ چهارم آن منتشر کرد.

سیره رسول الله: از آغاز تا هجرت» اثر مرحوم عباس زریاب خویی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، پنجمین چاپ کتاب «سیره رسول الله: از آغاز تا هجرت» اثر مرحوم عباس زریاب خویی، با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۲۰۲ صفحه و بهای ۵۵ هزار تومان توسط انتشارات سروش منتشر شد. چاپ پیشین (چهارم) این کتاب سال ۱۳۸۹ با شمارگان دو هزار نسخه و بهای ۳,۵۰۰ تومان منتشر شده بود. نخستین چاپ این کتاب سال ۱۳۷۰ در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود. پس از چاپ چهارم این کتاب نایاب شده بود.

یک اثر ممتاز تحقیقی است که در آن، بر اساس منابع متقن و معتبر، روایتی منسجم از سیره پیامبر (ص) عرضه شده است. خواننده در این اثر احاطه مؤلف بر مآخذ و منابع را به رأی‌العین می‌بیند و کیمیاکاری او را در تحقیق علمی، در عین پذیرش منشأ ماوراء طبیعی وحی، تصدیق می‌کند. زریاب، در این کتاب، بی‌آنکه در دام توجیهات و تأویلات کلامی از وقایع تاریخی بیفتد، تحلیل اسلامی و سازگار با آموزه‌های مذهبی از سیره نبوی ارائه می‌دهد و توجه دارد که تحقیق در تاریخ دین و ظهور ادیان از جنس تحقیق در سیاست و اقتصاد و وقایع اجتماعی نیست. کتاب از عربستان پیش از اسلام شروع می‌شود و تا سال وفات پیامبر اکرم (ص) را شامل است. این کتاب پاسخگوی نیازهای عصر ما و اجابتی است بر درخواست‌های فکری و معنوی مردم زمان ما و برای همگان، از عارف و عامی، اطلاعات و تحلیل‌های سودمندی دارد.

مرحوم استاد عباس زریاب خویی که به سال ۱۳۷۳ در تهران درگذشت از ادیبان و مورخان برجسته و تاثیرگذار تاریخ معاصر ایران است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...