کتاب «جاده‌های ابریشم» نوشته» [The Silk Roads : a new history of the world] نوشته پیتر فرانکوپان [Peter Frankopan] با ترجمه مسعود مرادی جورابی توسط انتشارات معین منتشر و راهی بازار نشر شد.

» [The Silk Roads : a new history of the world] نوشته پیتر فرانکوپن [Peter Frankopan]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب حاوی تاریخچه‌ای در مورد جاده‌های ابریشم و حاوی یک تاریخ جدید از جهان است که نشان می‌دهد از کجا آمده‌ایم و به کجا می‌رویم و تا به‌حال ترجمه‌هایی از آن توسط ناشرانی چون انتشارات ققنوس، نیماژ و نشر مرکز منتشر شده‌اند.

پیتر فرانکوپن (متولد ۲۲ مارس ۱۹۷۱) نویسنده کتاب، مورخ، نویسنده و هتلدار انگلیسی است. او عضو ارشد تحقیقاتی در کالج وورسستر، آکسفورد و مدیر مرکز تحقیقات بیزانس آکسفورد است.

در معرفی این ‌کتاب آمده است:

پیشینه چند هزار ساله جاده ابریشم و استفاده مدام از ظرفیت حمل کالا از استان «توان هانگ» چین تا قلب اروپا در بازه زمانی قریب به دو هزار سال، ثابت‌کننده نیازی‌ست که انسان‌ها از شرق تا غرب به همدیگر داشته‌اند و همواره در پی رسیدن به تازه‌ها و به دست آوردن مایحتاج‌شان حتی به قیمت پیمودن راه‌های بسیار بسیار طولانی بوده‌اند. فقط به خاطر گسترش بازرگانی و جهانگردی از خاور دور تا قاره سبز نبود، بلکه تبادل فرهنگی عظیمی بود که بی‌شک بدون این راه، به این سادگی‌ها ممکن نمی‌شد؛ تبادل فرهنگی‌ای که گسترش نژادی و ژنتیکی تا زبان و موسیقی و ادبیات و غیره را دربرمی‌گرفت و موجب پیوندهایی میان مردمان ده‌ها اقلیم و جغرافیای گوناگون می‌شد که فارغ از سیاست‌های حاکمان‌شان، با یکدیگر ارتباط و دوستی و مودت داشتند.

نویسنده این کتاب، پیتر فرانکوپان، به ماجرای جاده‌های ابریشم نگاهی نو داشته است. از دیدگاه وی تمدن‌ها از جوامع باستانی تاکنون عمدتاً در بستر این جاده‌ها همواره سنت، هنر، ادبیات، زبان‌های گوناگون، ادیان، فلسفه و فناوری را همراه با کاروان بازرگانان به جوامع بین راهی و مقاصد متنوع انتقال داده، بر آن جوامع تأثیر نهاده و از آنها متأثر شده‌اند. بر این پایه، دستاوردهای علمی، فرهنگی و تمدن‌های شرق به تدریج به اجتماعات شرق راه یافته‌اند.

«جاده‌های ابریشم» در قالب ۲ جلد توسط انتشارات معین به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...