فایل پی دی اف «درک شهری از مشروطه (مقایسه حوزه مشروطه خواهی اصفهان و تبریز)» نوشته حجت الاسلام رسول جعفریان توسط نویسنده منتشر شد.

دانلود رایگان درک شهری از مشروطه (مقایسه حوزه مشروطه خواهی اصفهان و تبریز) رسول جعفریان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، با نگاهی به بیش از یک صد رساله سیاسی در طول سالهای ۱۳۲۴-۱۳۳۰ درباره مشروطه که ایرج افشار فهرست این رسالات را در مقدمه کتاب قانون قزوینی آورده اند و با بررسی بسیاری رسالات دیگر از جمله دهها عناوینی که در کتاب بنیاد اندیشه های سیاسی عصر مشروطیت به کوشش موسی نجفی جمع آوری شده و توسط موسسه مطالعات تاریخ معاصر منتشر شده است، می توان دریافت که ابهام فراوان و عدم نتیجه گیری مطلق در پاسخ به سوال «مشروطه اصلاً چیست؟» مهمترین نکته ای است که از دید تئوریک درباره این جنبش پر سر و صدا وجود داشته و دارد، این مساله در بسیاری موارد باعث سر درگمی عوام و حتی نخبگان و علما نیز شده است و در حال حاضر نیز مورد مناقشه است. این ابهام شامل چند پرسش است: ماهیت مشروطه چیست و مولفه های اصلی آن کدام است؟ مشروطه با مضامین دینی چه ارتباطی دارد؟ و بالاخره اینکه نشانه های موجود تحقق کدام نوع مشروطه را نشان می‌دهد؟

آنچه در کتاب مورد توجه و پژوهش قرار می گیرد: معطوف به اهمیت مطالب ذکر شده در سطور بالا، آنچه به بحث این اثر مربوط می شود توجه به نکته ای است که از ابهام مناقشه ذکر شده بکاهد و آن اینکه یکی از زمینه های این ابهام در گرو آن است که بدانیم از مشروطه در کدام حوزه جغرافیایی-فکری ایران سخن می گوییم؟ شرح مطلب آنکه آن زمان چند حوزه فکری یا چند مکتب فکری در ایران و عراق وجود داشت که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را داشتند. این در حالی بود که تهران، به عنوان مرکز، از هر کدام از این مکتب های فکری، بهره ای در خود جای داده بود.

آنچه در اینجا ویژه مورد توجه نویسنده بود، تقسیم بندی داخل ایران به دو حوزه فکری است. نخست حوزه فکری تبریز که شامل سه شهر حاشیه ای آن، یعنی رشت، زنجان و قزوین هم می شود، و دیگری حوزه فکری اصفهان که شامل فارس و کاشان است. این دو حوزه از جهاتی در تفسیر مشروطه و نیز جنبه های رفتاری در جنبش تحول خواهی مشروطه، با یکدیگر متفاوتند و البته این تفاوتها سازمان یافته و قابل پژوهش و تعقیب است. در واقع توجه به درک شهری از مشروطه و پرداختن به تفاوتها و تاثیرات متقابل حوزه فکری- جغرافیایی اصفهان و تبریز در جریان مشروطیت، هدف اصلی پدید آمدن این اثر است.

نویسنده در فصل نخست تاریخچه‌ای از شهر تبریز و خصوصیات ویژه ی این شهر به موجب دروازه‌ی ورود اندیشه های تازه و نوین و اثر گذاری روشنفکران از تفکرات تازه ای که از قفقاز و روسیه و عثمانی به این شهر داخل گشته صحبت کرده و عاقبت مسیر اتفاقات مشروطه خواهی تبریز را مورد تحقیق قرار داده است. فصل دوم به پژوهش پیشینه‌ی حوزه‌های علمیه و تفکرات شیعی داخل اصفهان و سیر مشروطه خواهی داخل این شهر و فارس و کاشان اختصاص دارد. در فصل سوم دو حوزه‌ی مشروطه‌خواهی اصفهان و تبریز مقایسه شده‌اند. نگارنده در این فصل بعد از تحقیقات نوشته های فکری و رساله‌های اندیشمندان و عالمان دو حوزه‌ی یاد گشته درمورد مشروطه اعتقاد دارد که در حوزه‌ی تبریز هر اندازه علما در شروع از مشروطه حمایت نمودند ولی زیاد شدن جریان روشنفکری و مشروطه تبریز را به سمت افراطی‌گری غیر دینی و تجدد سوق داد.

چاپ اول این کتاب در سال ۱۳۸۵ به همت مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران انجام شد و تاکنون به چاپ سوم رسیده است، نسخه pdf منتشر شده مربوط به چاپ دوم اثر است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...