«پوپولیسم» [On Populist Reason] اثر ارنستو لاکلائو [Ernesto Laclau] با ترجمه مراد فرهادپور منتشر شد

پوپولیسم» [On Populist Reason]  ارنستو لاکلائو [Ernesto Laclau

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، مسأله اصلی مورد بحث در این کتاب ماهیت و منطق‌های شکل‌بندی هویت‌های جمعی است. کل رویکرد مولف در نتیجه نارضایتی بنیادی نسبت به دیدگاه‌های جامعه شناختی پدید آمده است که یا گروه را وأحد اساسی تحليل اجتماعی دانسته‌اند، یا کوشیده‌اند با جاگذاری این واحد در متن پارادایم‌های کارکردگرا یا ساختارگرا از آن فراتر روند. منطق‌هایی که این گونه‌های کارکرد اجتماعی پیش فرض می‌گیرند، از نظر من، آنقدر ساده و یک شکل‌اند که نمی‌توانند تنوع حرکت‌های موجود در فرایند ساخته‌شدن هویت را ثبت کنند. بدیهی است که فردگرایی روش‌شناختی در هر شکل آن - از جمله انتخاب عقلانی - هیچ بدیلی برای این نوع پارادایمی که مولف می‌کوشد زیر سوال ببرد، فراهم نمی‌کند.

این کتاب از آخرین نوشته‌های ارنستو لاکلائو و به ‌نحوی در حکم شاهکار و محصول نهایی کل تفکر و تجربه‌ی اوست که چهار دهه‌ پر فراز و نشیب را طی کرده است. مهم‌ترین وجه تلاش‌های فکری لاکلائو موضع‌گیری نظری او در برابر سنت مارکسیستی و مواجهه با بحرانی است که کل این سنت فکری را دربرگرفته و از این حیث، پوپولیسم، درباره‌ عقل پوپولیستی عصاره‌ این مواجهه‌ پربار است. در واقع، می‌توان گفت کتاب حاضر مستقل از پیش‌تاریخ نظری‌اش به کامل‌ترین شکل پرسش بحران مارکسیسم را پیش روی ما می‌نهد و به زعم برخی، به شکلی منسجم نیز بدان پاسخ می‌گوید.

لاکلائو خود در همین کتاب به صراحت می‌گوید پوپولیسم مساوی است با سیاست. تأكيد او بر پوپولیسم یا سیاست به مثابه پاسخ به بحران مارکسیسم گویای این واقعیت است که نظریه و کنش مارکسیستی هیچ‌گاه نتوانسته است چنانکه باید و شاید به مقوله سیاست بپردازد. بر گرفتن مقوله پیکار طبقاتی از جامعه سرمایه‌داری و سپس تعمیم آن به کل تاریخ بشری، به واقع در حکم واپس‌راندن تناقض‌ها و ابهاماتی است که همواره بعدا در هیئت «بازگشت امر سرکوب‌شده» مبارزه سیاسی مارکسیست‌ها را با چالش‌های بنیادی مواجه کرده‌اند. گیرافتادن در دور باطل نظام طبقه - آگاهی از اصلی‌ترین آنهاست.

مولف در مقدمه کتاب آورده است: «مسیری که کوشیده‌ام برای پرداختن به این مسایل دنبال کنم، مسیری دوشاخه است. شاخه اول دوپاره‌کردن و تجزیه وحدت گروه به واحدهای کوچکتری است که آنها را مطالبه‌ها (demands) نامیده‌ام: از دید من، وحدت گروه نتيجه مفصل‌بندی مطالبه‌ها است؛ اما این مفصل‌بندی متناظر با یک پیکربندی ثابت و ایجابی نیست که بتوان آن را به مثابه یک کل یکپارچه درک کرد: برعکس، از آنجا که همه مطالبه‌ها بنا به سرشتشان دعاوی‌ای خطاب به یک نظم مستقر معين مطرح می‌کنند، مطالبه رابطه‌ای غریب با این نظم دارد؛ به نحوی که هم درون آن قرار دارد، هم بیرون آن. چون این نظم نمی‌تواند مطالبه را به‌طور کامل جذب کند؛ در نتیجه نمی‌تواند خود را به مثابه تمامیتی منسجم شکل دهد؛ اما اگر بناست مطالبه در چیزی تبلور یابد که می‌تواند خود را به مثابه یک دعوی در متن «سیستم» درج کند، آنگاه مطالبه نیازمند گونه‌ای تمامیت‌سازی است.

همه این حرکت‌های مبهم و متناقض برمی‌گردند به شکل‌های گوناگون مفصل‌بندی میان منطق تفاوت و منطق هم ارزی، که در فصل چهارم بررسی می‌شود. طبق استدلال من در این فصل، ناممکنی تثبیت وحدت یک شکل بندی اجتماعی در قالب هر نوع ابژه‌ای که به لحاظ مفهومی قابل فهم باشد، منجر می‌شود به مرکزیت یافتن نام‌گذاری (naming) در برساختن این وحدت. برای همین است که وقتی منطق مفصل‌بندی عناصر ناهمگون (خواه منطق کارکردگرا خواه ساختارگرا) دیگر مرکزیتی برای این نیروی عاطفی یا تأثر (affect) در تبين اجتماعی قایل نشود به ملاتی اجتماعی برای سرهم کردن این عناصر نیاز داریم. فروید قبلا این نکته را به وضوح درک کرده بود. علقه اجتماعی علقه‌ای لیبیدویی است. پژوهش من با بسط دادن مقولات تدقیق شده در فصل چهارم - منطق‌های تفاوت و هم‌ارزی، دال‌های تهی، هژمونی – با گستره وسیع‌تری از پدیده‌های سیاسی تکمیل می‌شود. از همین رو در فصل پنجم مفاهیم دال‌های شناور و ناهمگونی اجتماعی، و در فصل ششم مفاهیم نمایندگی و دموکراسی را بررسی می‌کنم.»

کتاب «پوپولیسم» سرانجام ایده‌های فلسفی این متفکر مارکسیست آرژانتینی‌ست که همواره در پی نقد پروژه‌های زیستی جهان مدرن، سیاست‌ورزی در جهان مدرن و البته لیبرالیسم و حتی مارکسیسم بوده است. لاکلائو که مانند عموم متفکران مارکسیست بهترین و کامل‌ترین نقدها را بر بخش‌های مختلف سنت فکری مارکسیستی نوشته، در کتاب پوپولیسم نیز با صورت‌بندی و مفصل‌بندی ایده‌های اساسی‌اش درباره‌ امر سیاسی، مارکسیسم، دموکراسی، عقلانیت پوپولیستی و پوپولیسم، یکی از مهم‌ترین کتاب‌های فلسفه‌ سیاسی در هزاره‌ سوم را عرضه کرده‌است. لاکلائو همان‌طور که در خصوص دموکراسی‌های غربی نیز به یک دموکراسی‌زدایی برای نجات دموکراسی معتقد است، درباره‌ پوپولیسم نیز عموم تفسیرها و تحلیل‌ها پیرامون این مفهوم را بی‌اعتبار می‌کند و مسئله را بسیار عمیق‌تر می‌بیند و تعاریف و تفاسیری که دوست دارند پوپولیسم را به منتهاالیه چپ و راست اطلاق کنند را نقد کرده و کنار می‌گذارد.

پوپولیسم لاکلائو پرسش‌هایی را پیش می‌کشد که یکی از آن‌ها درباره‌ همان انگ عدم وضوح گفتارهای پوپولیستی‌ست که این متفکر معتقد است که آیا این عدم وضوح به دلیل ناروشنی خود واقعیت اجتماعی در یک سری از شرایط پیش روی ما نیست؟ کتاب «پوپولیسم» مباحث و جزئیات بسیاری دارد که با تک‌تک آن‌ها قدم‌ به قدم باید پیش رفت و در آن‌ها دقیق شد و نقد همه‌ جانبه‌‌ متفکری را دید که همه‌ چالش‌ها، موانع و بحران‌های مارکسیسم را درک کرده و به بدیل‌ها فکر کرده و راهکارهای شگفتی درباره‌ شیوه‌های تازه‌ سیاست‌ورزی و بازگشت به امر سیاسی در قرن جدید ارائه داده است.

کتاب «پوپولیسم» اثر ارنستو لاکلائو، ترجمه مراد فرهادپور و جواد گنجی از سوی نشر مرکز با قیمت 110000 تومان و در 342 صفحه روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...