«انقلاب جهانی یا سوسیالیسم در یک کشور؟» [The Third International after Lenin یا Komintern Posle Lenina] نوشته لئون تروتسکی [Leon Trotsky] با ترجمه هوشنگ امید منتشر شد.

انقلاب جهانی یا سوسیالیسم در یک کشور؟» [The Third International after Lenin یا Komintern Posle Lenina]  لئون تروتسکی [Leon Trotsky]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۱۳۶ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۴۰ هزار تومان در انتشارات طلایه پُرسو راهی بازار کتاب شده است.

در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانیم: لنین، رهبر مرکزی نخستین انقلاب سوسیالیستی جهان، نبردی را در سال‌های ۱۹۲۲-۱۹۲۳ آغاز کرد که آخرین نبرد سیاسی‌اش بود. آن‌چه لنین برایش مبارزه می‌کرد تداوم مسیر انقلابی بود که در اکتبر ۱۹۱۷ اولین دولت کارگران و دهقانان را در جهان بر مسند قدرت نشاند. مسیر انقلاب را امپریالیسم، که جمهوری شوروری را احاطه کرده بود، تهدید می‌کرد و در درون کشور، اقشار بورژوازی و یاران خادم به‌خویش آن‌ها در درون دولت و دستگاه حزبی کمونیست، سر برون می‌آورند.

پس از مرگ لنین در سال ۱۹۲۴ فشار درونی برای تغییر مسیر انقلاب سوسیالیستی شدت گرفت، تا آن‌جا که در سال ۱۹۲۸ در طرح برنامه «سوسیالیسم در یک کشور» که استالین و بوخارین به کنگره ششم بین‌الملل کمونیست ارائه داده بودند، منعکس شد. آن برنامه عملا سیاست ناسیونالیستی مسکو را در سطح جهان توجیه می‌کرد.

این کتاب سندی است که تروتسکی در انتقاد از تز «سوسیالیسم در یک کشور» به کنگره ششم کمینترن ارائه داد. در این‌جا، او از مارکسیسم و رهیافت انترناسیونالیستی لنین دفاع می‌کند و برای تصحیح برنامه پیشنهادی و برگشتن به مسیر انقلاب اکتبر به نمایندگان احزاب کمونیست کشورها متوسل می‌شود. سند تروتسکی در کنگره به بحث گذاشته نشد و برنامه «سوسیالیسم در یک کشور» بدون مخالفت تصویب شد. محققین و خوانندگان کتاب خود تشخیص خواهند داد که پس از گذشت بیش از ۹۰ سال قضاوت تاریخ در این‌باره چگونه بوده و این نوشته چه درس‌هایی برای آینده دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...