کتاب‌مجله «ایام»؛ روایت‌های خاطره‌انگیز مردمی از دهه اول انقلاب اسلامی در سبزوار توسط انتشارات «راه یار» چاپ و روانه بازار نشر شد.

 کتاب‌مجله فرهنگی- تاریخی ایام ویژه ایام انقلاب در سبزوار

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب‌مجله فرهنگی- تاریخی «ایام»؛ ویژه ایام انقلاب در سبزوار نیز که تحقیق آن برعهده اسماعیل هاشم‌آبادی و محمد اصغرزاده بوده و تدوین آن توسط محمود شم‌آبادی، محمد کیخسروی و ابوالفضل رضایی صورت گرفته است، تلاشی است برای ثبت روزهای خدا در شهرهای ایران، مرکززدایی از حوداث و رخدادهای انسان‌ساز، حراست از هویت تاریخی و انقلابی آحاد مردم و همچنین امیدآفرینی و انگیزه‌بخشی؛ چرا که «ایام الله»؛ نعمت‌های خداوند و ذکر نعمت، امیدآفرین و انگیزه‌بخش است.

همچنین در معرفی این کتاب‌-مجله که در پشت جلد آن آمده است، می‌خوانیم: «در این مجلد تلاش کرده‌ایم جریان اسلام ناب در دهه شصت سبزوار را بررسی کرده و گوشه‌ای از مجاهدت‌هایی را که مردم در تثبیت نظام جمهوری اسلامی داشته‌اند، به روی کاغذ بیاوریم. انقلاب باتحول روحی و فکری مردم به وقوع پیوست و مردم برای حفظ و تداوم آرمان‌های انقلاب اسلامی در قالب فعالیت‌های مختلف مردمی پای کار آمدند. سبک زندگی جهادی و مسئولیت‌پذیری و دغدغه‌مندی، فعالیت‌های جمعی، تقوای دینی و سیاسی و پایبندی به مبانی و ارزش‌های اسلام و انقلاب از مؤلفه‌های انسان انقلاب اسلامی است. این اثر روایت تحول روحی و کنش اجتماعی آن در ساحت انسان انقلاب اسلامی است.

دو هدف کلی برای انتشار این اثر وجود داشته است: هدف اول این کتاب، الگوسازی فعالیت‌های مؤثر و موفق فرهنگی سبزوار است که قابلیت تعمیم به کل کشور را دارد. این مجموعه از تجربیات موفق دهه شصت برای برون رفت از مشکلات و معضلات فرهنگی جامعه، بحران‌ها و کمبودهای امروزی مصداق و شاهد مثال آورده است. هدف دوم معرفی افراد انقلابی، اماکن تأثیرگذار انقلابی، جریان‌های سیاسی و فرهنگی سبزوار برای استفاده از ظرفیت‌ها و تجربیات موفق آنها است. از مهم‌ترین مزیت‌های اثرحاضر می‌توان به بومی و محلی بودن آن اشاره کرد. انسان‌های شاخص انقلاب اسلامی که در حوزه‌های مختلف فعالیت می‌کردند در لابه‌لای صفحات معرفی می‌شوند. شناسایی این افراد یا کانون‌های هدف در مسائل فرهنگی همان شناسایی ظرفیت‌ها است.»

کتاب‌مجله «ایام» در قطع رحلی، ۳۸۴ صفحه، شمارگان ۱۰۰۰ نسخه نفیس و با قیمت ۲۰۰ هزار تومان توسط انتشارات «راه یار» روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...