«شاید بخواهید با من ازدواج کنید!» [My wife said you may want to marry me: a memoir] اثر جیسن روزنتال [Jason Rosenthal] منتشر شد.

شاید بخواهید با من ازدواج کنید!» [My wife said you may want to marry me: a memoir] اثر جیسن روزنتال [Jason Rosenthal]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب خاطرات «شاید بخواهید با من ازدواج کنید!» اثر جیسن روزنتال همسر ایمی کراوس رزنتال [Amy Krouse Rosenthal] است که با ترجمه مهسا صمدی توسط نشر میلکان راهی بازار کتاب شده است.

جیسون بی روزنتال نویسنده، سخنران عمومی و وکیل است. همسر او ایمی کراوس رزنتال، نویسنده کودک و مجری رادیویی بود که در سال 2017 بر اثر سرطان فوت کرد.

ناشر در معرفی این اثر آورد است:

تمام داستان‌های عاشقانه آن‌طور که ما می‌خواهیم به ‌پایان نمی‌رسند، اما اغلب همین باعث می‌شود ارزش شنیده‌شدن داشته باشند.
هدف اصلی این کتاب بررسی این موضوع است که دوست‌داشتن، ازدست‌دادن، و در نهایت به‌نحوی غافلگیر‌کننده و غیرمنتظره مقاومت‎نشان‌دادن دربرابر نتایجِ حاصل از فقدان یعنی چه. این کتاب داستان عشق و ازدست‌دادن است، اما در‎عین‌‎حال لذت، زیبایی و شورِ زندگی را ارج می‌نهد؛ داستانِ این‎که چطور به پایان بخشی از زندگی‌تان می‌رسید و برای رفتن به بخش بعدی راهی می‌یابید.

مهسا صمدی مترجم این اثر «عادت های خرد» و «تربیت دخترانی رها از نگرانی» را در کارنامه ترجمه خود دارد.

کتاب «شاید بخواهید با من ازدواج کنید!» اثر جیسن روزنتال در 213 صفحه و قیمت 58 هزارتومان منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...