کتاب «ورای ممکن» [Beyond Possible: One Soldier, Fourteen Peaks ― My Life In The Death Zone Hardcover] نوشته نیرمال پورجا [Nirmal Purja] با ترجمه شهاب رئیسی‌اسکویی از سوی نشر نون به کتابفروشی‌ها رسید.

ورای ممکن» [Beyond Possible: One Soldier, Fourteen Peaks ― My Life In The Death Zone Hardcover]  نیرمال پورجا [Nirmal Purja]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «ورای ممکن؛ زندگی من در محدوده مرگ» روایتی از صعودهای یک کوهنورد به چهارده قله است.

نیرمال پورجا در شش ماه و شش روز به چهارده قله هشت‌هزار متری جهان صعود کرد؛ رکوردی که ورای ممکن به نظر می‌رسد. او علاوه بر این‌که یک بخش از زندگی خود را روایت می‌کند، مخاطب را از آغاز اتخاذ این تصمیم بزرگ، چالش‌ها و در نهایت رسیدن به هدف، قدم به قدم با خود همراه می‌کند.

کتاب «ورای ممکن» شامل بیست‌ویک فصل، فصل پایانی و سه پیوست بوده و با فصل «مرگ با افتخار» آغاز می‌شود. «امیدواری حکم خدا را دارد»، «مرگ بهتر از زندگی همراه با هراس است»، «در تعقیب بی‌امان ممتازبودن»، «در منطقه مرگ»، «شناکردن تا ماه»، «ماموریت»، «بزرگترین قمار»، «اوضاع و احوال سخت عادی می‌شود»، «در میان تاریکی»، «حماسه» و «روی قله» ازجمله فصل‌های این کتاب به شمار می‌آید.

در متنی از تایمز بر این کتاب آمده که فارغ از این‌که عاشق کوهستان باشید یا نه، از سرسختی و شجاعت نیرمال پورجا شگفت‌زده خواهید شد و تحت تاثیر دستاوردهای او قرار خواهید گرفت.

کتاب «ورای ممکن؛ زندگی من در محدوده مرگ» نوشته نیرمال پورجا، در 280 صفحه، به قیمت 69هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز و با ترجمه شهاب رئیسی‌اسکویی از سوی نشر نون به بازار کتاب رسید.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...