کتاب «دیوار فرو می‌ریزد» [La caida del muro de Berlin یا The Fall of the Berlin Wall] نوشته ژان مارک گونن [Jean-Marc Gonin] و الیویه گز [Olivier Guez] با ترجمه خسته کیهان منتشر شد.

دیوار فرو می‌ریزد» [La caida del muro de Berlin یا The Fall of the Berlin Wall] نوشته ژان مارک گونن [Jean-Marc Gonin] و الیویه گز [Olivier Guez]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانیم: نوازنده نوای مرگ بتن و آهن را می‌نواخت، برای گروه مردمی که پیرامونش ایستاده بودند و آنچه را که می‌شنیدند و می‌دیدند باور نمی‌کردند. گویی در پیاده‌رو کنسرت صبحگاه را می‌نواخت، به یاد کسانی که با نیز نگهبانان مرزی کشته شده بودند و برای سپاسگزاری از آن‌ها جان خود را به خطر انداخته‌، فریاد زده‌ بودند: «ما مردم هستیم!» و دیوار را ویران کرده بودند.

ژان مارک گونن- الیویه گز در ابتدای کتاب نوشته‌اند: این کتاب بر اساس خاطرات جمعی، مدارک تاریخی، آرشیوها و شهادت‌های خصوصی نوشته شده است. شخصیت‌های سیاسی و افراد مشهور با نام‌های حقیقی ظاهر می‌شوند. با این‌حال برای دیگران نام‌های مستعار برگزیده‌ایم. مایل نبودیم با شرح جزئیات -گاه شخصی- که افراد طی مصاحبه‌های پرشمار فاش کرده بودند، سبب رنجش آن‌ها شویم.

در معرفی نویسنده‌های کتاب آمده است: الیویه گز، نویسنده و روزنامه‌نگار، در سال ۱۹۷۴ در استراسبورگ به دنیا آمد و از دانشکده اقتصاد لندن و کالج اروپا در بورژ فارغ‌التحصیل شده است. او پس از چهار سال اقامت در برلین در سال ۲۰۰۹ به پاریس بازگشته و برای روزنامه‌های لوموند سیاسی بین‌المللی در فرانسه، FAZ در آلمان، تاگ آنزیگه در سوئیس و ایل فوگلیو در ایتالیا کار می‌کند. الیویه گز همچنین کتاب «بازگشت ناممکن: شرح بازگشت کلیمی‌های آلمان» در سال ۱۹۴۵ را منتشر کرده که در سال ۲۰۰۷ بهترین کتاب تاریخی و پژوهشی شناخته شده است.

ژان مارک گونن روزنامه‌نگار فیگارومگزین و مسئول گزارش‌های بزرگ بین‌لمللی و تحقیقات است. او در سال ۱۹۸۹ فرو ریختن دیوار برلین را برای مجله اکسپرس گزارش می‌کرد. گونن همراه دانیل ورنه جنگ در بلکان، آینه‌ شکسته یوگسلاوی را به نگارش درآورده و در نوشتن کتاب «آن‌ها رابین را کشتند» نیز همکاری کرده است.

کتاب «دیوار فرو می‌ریزد» نوشته ژان مارک گونن- الیویه گز با ترجمه خسته کیهان در ۳۰۸ صفحه با قیمت ۱۴۲ هزارتومان در انتشارات کتاب تداعی راهی بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...