کتاب »زندگینامه و خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ‌حسین انصاریان» نوشته مجید جدیدی توسط انتشارات سوره مهر منتشر و راهی بازار نشر شد.

زندگینامه و خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ حسین انصاریان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب زندگینامه و خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ‌حسین انصاریان نوشته مجید جدیدی به‌تازگی توسط انتشارات سوره مهر منتشر و راهی بازار نشر شده است.

حجت‌الاسلام انصاریان به اعتراف بسیاری از آگاهان در حوزه‌های مختلف علمی، دینی و اجتماعی یکی از شخصیت‌هایی است که در نیم قرن اخیر با بیان و قلم خود در تربیت نسل فعلی کشور سهم بسزایی داشته است. او که بین دوستداران آل‌الله و اهالی هیأت و روضه به «شیخ حسین» معروف است، یکی از شاخص‌ترین منبری‌های تهران است که از دوره جوانی با وعظ و روضه، با اکثر مردم ایران ارتباط برقرار کرده است.

بسیاری از جوانان معنویت‌شان را در دوران ۸ سال دفاع‌مقدس به شیخ‌حسین مدیون‌اند. نوا و سخنان او و حتی دعاهای کمیل او در آن دوران‌ها جوانان را سیراب می‌کرد و پای منبر او چه اشک‌هایی ریخته شد از سلحشورانی که بسیاری از آنان امروزه در میان ما نیستند و به شهادت رسیده‌اند.

کتاب زندگینامه و خاطرات شیخ‌حسین انصاریان، همزمان با ۷۷ سالگی این عارف ربانی چاپ شده است. این‌مفسر و مترجم قرآن، مؤلف و استاد حوزه علمیه قم است که بیش از ۶ دهه در عرصه تبلیغات دینی در ایران و سایر کشورهای اسلامی فعالیت می‌کند و تألیف و ترجمه ده‌ها کتاب را در کارنامه کاری خویش به ثبت رسانده است.

در این‌کتاب، علاوه بر درج اسناد و تصاویر فعالیت‌های این عالم و واعظ شهیر، خاطراتی از مبارزات سیاسی، سفرهای تبلیغی وی در پیش و پس از انقلاب اسلامی همچنین دوران دفاع مقدس، سفرهای خارج از کشور و… به ثبت رسیده است.

در بخشی از این کتاب آمده است:

« وقتی وارد شهر مشهد شدم اول برای غسل به حمام رفتم و بعد از غسل و وضو، وارد حرم حضرت امام رضا شدم و رو به ضریح حضرت کردم و با تضرع عرض کردم: آقا چند چیز از خدا برای من بخواهید: یکی این که اگر سخنرانی را آغاز کردم، خداوند منبرهای مرا برای امّت اسلام مفید قرار دهد. دوم؛ به صدایم حالی عنایت فرما تا مردم با صدای من چه در روضه و چه در دعا و منبر راحت گریه کنند.

سوم؛ از خدا بخواهید که مرا از بازیگری‌ها، فتنه‌ها و مریدبازی‌ها در این لباس محفوظ نگه دارد. چهارم؛ این که از خدا بخواهید سخن مرا در مردم اثرگذار قرار دهد؛ یعنی منبر حرفه و شغل من نباشد، بلکه واقعاً اگر گناهکاری نزد من می‌آید توبه کند، اگر حرام‌خواری می‌کند از حرام دست بردارد، اگر شخص آلوده است به دین بازگردد.

اما خواسته پنجم؛ که روی آن خیلی پافشاری کردم این بود که به حضرت عرض کردم: از خدا بخواهید مرا از شهرت گسترده حفظ کند و اگر شناخته هم شدم، در چارچوب محدودی باشد.»

این‌کتاب با هزارصفحه، شمارگان هزار و ۲۵۰ نسخه و قیمت ۱۷۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...