کتاب «نبرد سنگین در جزیره سهیل» نوشته عبدالرضا سالمی نژاد توسط نشر نیلوفران چاپ شد و به کتابفروشی‌ها آمد.

نبرد سنگین در جزیره سهیل عبدالرضا سالمی نژاد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب که گزارشی از عملیات کربلای چهار است؛ جلد نهم از مجموعه ۱۴ جلدی نگاهی به حماسه لشکر ۷ حضرت ولی عصر (عج) در هشت سال دفاع مقدس است که در ۸۰۰ صفحه منتشر شده است.

سالمی‌نژاد می‌گوید براساس مطالعات صورت گرفته در عملیات کربلای ۴ این واقعیت خود را نمایان می‌کند که اکثر یگان‌های عملیاتی سپاه، حداکثر دو تا سه گردان خود را وارد عمل نموده و از ادامه عملیات باز ماندند و برخی از یگان‌ها حتی موفق به عبور از اروند نشدند. با این حال، لشکر ۷ حضرت ولی عصر (عج) ضمن عبور موفق از اروندرود، بیشترین حجم نیرو، ۵ گردان را وارد عمل نمود و با نفوذ به عمق حتی تا جاده البحار پیش رفته و آن را به تصرف خود درآورد، ولی به لحاظ خالی ماندن جناحین، طبق دستور مجبور به عقب نشینی شد.

عبدالمحمد رئوفی فرمانده لشکر مورد اشاره گفته است: علی رغم فشارهایی که از سمت راست، روبرو و چپ روی لشکر بود، اما نیروهایی از ما روی جاده آسفالت رفته و با ستون‌های ایفای دشمن برخورد کرده و اگر چه روی جاده مسلط بودند، اما ساعت تقریباً ۷ الی ۸ صبح احساس کردیم این گردانی که به صورت سیخ به جلو رفته و چپ و راستی ندارد، با توجه به حضور زرهی دشمن احتمال دور زدنش هست، لذا با هماهنگی‌ای که با قرارگاه داشتم، یواش یواش او را مرحله به مرحله به عقب کشیدیم.

سالمی‌نژاد در بخشی از این‌کتاب نوشته است:

لشکر ۷ حضرت ولی عصر (عج) که در عملیات فتح المبین، فاتح سایت‌های ۴و۵ در ارتفاعات ابوصلیبی خات بود و راهگشای دیگر یگان‌ها در مرحله دوم عملیات گشت، در عملیات بیت المقدس در نقش فاتح خط مرزی شلمچه ایفای نقش کرد و در عملیات رمضان تا کانال پرورش ماهی در شرق بصره پیش رفت و به شکار تانک‌های دشمن پرداخت، در عملیات والفجر مقدماتی با ارتقا سازمان از تیپ به لشکر و با جانبازی نیروهایش در منطقه جنگل عمقر ارادت خود را به انقلاب اسلامی و رهبر کبیر آن به نمایش گذاشت. این لشکر همچنین در عملیات والفجر۱ با نبرد کلاسیک در شیار ۱۷۵ اوج دلاوری و مظلومیت خود را به نمایش گذاشت و در عملیات خیبر در پاسگاه زید پشتیبان نیروهایی شد که جزایر مجنون را به تصرف درآوردند و در عملیات بدر با عبور از آبراه‌های صفین و نینوا ماشین جنگی ارتش بعث را در شرق رودخانه دجله درهم شکست و در عملیات والفجر۸ با عبور از رود دریاگونه اروند فاتح بخش غربی شهر فاو عراق شد. این لشکر در عملیات کربلای ۴، اگرچه موفق به اشغال مواضعش در جزیره سهیل شد اما به لحاظ خالی ماندن جناحین از تثبیت آن عاجز ماند و بنا به دستور مجبور به عقب نشینی شد.

علاوه بر آن، لشکر ۷ در ادامه جنگ تحمیلی در ۵ عملیات بزرگ دیگر از جمله کربلای ۵، نصر ۴، نصر ۸، والفجر ۱۰ و بیت المقدس ۷، حضوری مقتدرانه از خود به نمایش گذاشت که کتاب حاضر جلد نهم از مجموعه ۱۴ جلدی این حضور حماسی است. در این اثر، تلاش نگارنده بر آن است که ابتدا دورنمایی از عملیات کربلای ۴ در سطح کلان اما بسیار مختصر، به مخاطب خود نشان دهد تا جایگاه لشکر در آن حماسه بزرگ مشخص‌تر به چشم آید.»

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...