سرگذشت اروپا | اعتماد


کتاب «سرگذشت اروپا، روایتی تازه از رویدادهای هزاره دوم میلادی در اروپا» برگرفته از کتاب «اسلام و سکولاریسم» دکتر محمد حسن زورق است که از سوی ابراهیم عسگری زاده تلخیص و گردآوری شده و از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شده است.

سرگذشت اروپا، روایتی تازه از رویدادهای هزاره دوم میلادی در اروپا

این سئوال که اروپا چگونه تبدیل به مهد تمدن و زیبایی و فناوری شده است و حال آن که در خاورمیانه مشکلات و منازعات همیشه وجود داشته که غالبا توسط غرب برنامه ریزی شده است، همیشه مطرح بوده است. این سئوال که دلیل تاریخی منازعه و تقابل غرب با دنیای اسلام چیست را در کتاب‎های مختلف جستجو کرده تا پاسخ قانع کننده پرسش‎ها را در کتاب «دو حرکت در تاریخ» اثر دکتر محمد حسن زورق یافته است. این کتاب در ویرایش جدید خود با نام «اسلام و سکولاریسم از آغاز تا امروز» توسط انتشارات دفترنشرفرهنگ اسلامی چاپ شده است.

کتاب همچون یک رمان جذاب اما واقعی که با قلمی شیوا نوشته شده، خواننده را به عمق تاریخ می‎برد و پاسخ بسیاری از پرسش‎ها و ابهامات و نقاط تاریک تاریخ را با منابع فراوان و مستند و استدلال قوی پاسخ می‎دهد. کتاب سرگذشت اروپا خلاصه‏ای از آن کتاب ارزشمند است که سعی کرده با کمترین تغییر در جملات، وقایع تاریخی را کنار هم قرار دهد تا سیر و روند تاریخی کتاب حفظ شود. کتاب سرگذشت اروپا روایتی تازه از وقایع هزاره اخیر است که در سه مقطع آندلس، قرون وسطی و نهایتا دوران مدرنیته به نقل روایت‎های تاریخ می‎پردازد.

کتاب شامل چهارده فصل است. موضوعاتی همچون «چرا سرگذشت اروپا برای ما مهم است؟ شکست سهمگین مسلمانان در حمله به جنوب فرانسه، قدرت بلامنازع عبدالرحمان در اروپا، اقتدار امپراتوری اموی در اروپا در زمان عبدالرحمان دوم، اختلاط و آمیزش امویان با نژادهای اروپایی، حملات دریانوردان و ماجراجویان عرب در سراسر اروپا، داستان حمله مشترک بربرها و مسیحیان، چگونگی شکل گیری لشکر صلیبی‎ها و فراخوان پیترهرمیت، داستان فدریک دوم؛ شخصیت فردی و اجتماعی او، نهضت ترجمه با استفاده از صنعت چاپ و کاغذ، رونق شهرها، آغاز استعمار توسط اسپانیا، انقلاب انگلستان، انقلاب فرانسه» در این فصول مورد توجه قرار گرفته است. پایان بخش این کتاب 239 صفحه‎ای «نمایه» است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...