دفتر نخست «اسناد معماری ایران» تصحیح عمادالدین شیخ الحکمایی با همکاری راضیه یاسری، محمود نظری و اکرم سلطانی منتشر شد.

به گزارش ایبنا، در نخستین جلد این مجموعه به منزله‌ای از مسیر آینده کار 9 سند که برخی بیش از یک متن را در خود جای داده و مجموعا 12 وقف‌نامه را دربرمی‌گیرد عرضه شده است.

تنوع زمانی و جغرافیایی از معیارهای گزینش وقف‌نامه‌های این مجلد است.

وقف‌نامه آستانه شاه‌زاده حسین قزوین 773 ق، وقف‌نامه امام‌زاده جعفر دامغان(1) 815 ق، وقف‌نامه امام‌زاده جعفر دامغان(2) 948 ق، وقف‌نامه خانقاه حسینیه و گنبد سبز نطنز 857 ق، وقف‌نامه آب فرات 935ق، وقف‌نامه قنات خیرات کازرون 1117ق، وقف‌نامه قنات دولت آباد یزد 1212ق، وقف‌نامه مدرسه سپه‌سالار تهران 1297ق، وقف‌نامه عمادالملکی طبس(1) 1300 ق، وقف‌نامه عمادالملکی طبس(2) 1300ق، وقف‌نامه عمادالملکی طبس(3) 1301 ق و وقف‌نامه موزه مقدم تهران 1351ش در دفتر نخست ارایه شده است.

دفتر نخست «اسناد معماری ایران» تصحیح عمادالدین شیخ الحکمایی با همکاری راضیه یاسری، محمود نظری و اکرم سلطانی از سوی موسسه تالیف، ترجمه و نشر آثار هنری «متن» منتشر شده است.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...