اکنون، با عقب‌نشینی سرمایه‌داری اجتماعی و جایگزینی‌اش با سرمایه‌داری نو، همه این سازوکارهای فرهنگی دستخوش دگرگونی شده‌اند. کتاب حاضر کندوکاوی است انتقادی در چیستیِ فرهنگ جدیدی که جانشین آن فرهنگ پیشین شده است.

فرهنگ سرمایه‌داری نو» [The culture of the new capitalism]  ریچارد سنت [Richard Sennett]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «فرهنگ سرمایه‌داری نو» [The culture of the new capitalism] کتابی است به قلم ریچارد سنت [Richard Sennett] که به تازگی توسط نشر شیرازه روانه بازار نشر شده است. نشر شیرازه این اثر را در مجموعه فلسفه و اقتصاد سیاسی خود منتشر کرده و به یکی از مهم‌ترین تاثیرات نظام سرمایه‌داری در مناسبات انسانی یعنی فرهنگ پرداخته است. همانطور که در معرفی پشت کتاب می‌خوانیم: «هر چند نقش صنعت در غلبه جهانی نظام سرمایه‌داری غیرقابل‌انکار است اما این غلبه بدون واسطه دو میانجیِ دیگر غیر ممکن می‌نماید؛ یکی میانجی‌ای اعتباری، مشتمل بر تمامی آن سعی و تلاش‌های گفتمانی‌ای که برای تفهیمِ منافعِ صاحبان سرمایه همچون منفعتِ عمومی صورت گرفت؛ و دیگری، میانجی‌ای انضمامی، که همان تأسیس دیوانسالاری‌ها گسترده بود با سلسله‌مراتب روشن تصمیم‌گیری. حاصلِ کار، برپایی نظامی بود که در عام‌ترین توصیفشِ سرمایه‌داری اجتماعی نام گرفت. سرمایه‌داری اجتماعی همزمان با تثبیت خود، فرهنگی را نیز بر جامعه مستولی کرد که هم از ضرباهنگ زمانی خاصّ خود برخوردار بود و هم متّکی به شبکه‌های اجتماعی‌ای که در آنها قدرت و اقتدار همسنگ هم بودند. فرهنگی که در آن، بسیاری از مفاهیم جهت‌دهنده به زندگی شهروندان ـ همچون فایده‌مندی، منزلت، عزّت نفس و غیره ـ از تعاریف کم و بیش عام و روشنی برخوردار بودند. اکنون، با عقب‌نشینی سرمایه‌داری اجتماعی و جایگزینی‌اش با سرمایه‌داری نو، همه این سازوکارهای فرهنگی دستخوش دگرگونی شده‌اند. کتاب حاضر کندوکاوی است انتقادی در چیستیِ فرهنگ جدیدی که جانشین آن فرهنگ پیشین شده است.»

علاوه بر مقدمه کتاب از چهار بخش اصلی تشکیل شده است: دیوانسالاری، استعداد و شبح بی فایدگی، مصرف کردن سیاست و سرمایه‌داری اجتماعی در روزگار ما. اگر بخواهیم نگاهی به روند فصل‌ها بیاندازیم می‌توان گفت که کتاب بر چند موضوع عمده تمرکز دارد؛ نخست این که چگونه نهادها در حال تغییر هستند، دیگر این که چگونه در جامعه مهارتی، ترس از بیکار با رها شدن با استعداد مرتبط است و چگونه رفتار مصرفی با رویه‌های سیاسی ارتباط می‌یابند.

نویسنده در مقدمه کتاب اشاره می‌کند: «تغییرات نهادی‌ای که من به توصیفشان می‌پردازم، در واقع صرفا به پیشروترین بخش اقتصاد مربوط هستند: یعنی بخش‌های فناوری پیشرفته، مالیه جهانی و شرکت‌های خدماتی با سه هزار نفر یا بیشتر از کارکنان. بیشتر مردم در ایالات متحده آمریکا و اروپای غربی برای چنین شرکت‌هایی کار نمی‌کنند. با این حال تاثیر فرهنگی این برش کوچک از اقتصاد از شمار محدود افراد شاغل در آن بسی فراتر می‌رود. نهادهای جدید، از صورت‌بندی جدیدی از مهارت‌ها و توانایی‌های فردی حکایت دارند: این شیوه خاص ترکیب نهاد و توانایی، به فرهنگ مصرفی شکل می‌بخشد؛ به نوبه خود رفتار مصرفی نیز سیاست، به ویژه سیاست مترقی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. من بدون خجالت دارم فرهنگ کلی جامعه را از بخش کوچکی از آن استنتاج می‌کنم درست به این خاطر که مظاهر نوع مشخصی از سرمایه‌داری بیشتر مردم را متقاعد ساخته که راهی که این بخش کوچک در پیش گرفته است، راه آینده است.»

به اعتقاد نویسنده هواداران این شکل از سرمایه‌داری جدید استدلالی دارند که مطابق آن کار، استعداد و مصرف، سرانجام به آزادی بیشتر در جامعه مدرن خواهد رسید همان امری که از آن به آزادی سیال یا مدرنیته سیال نام می‌برند. اما آنچه نویسنده این اثر با آن مخالف است، در آزادی است او معتقد است این تغییرات به آزادی مردم منجر نخواهد شد. با همین نگاه است که اثر خود را این طور به پایان می‌برد: «آنچه که در این صفحات به بررسی‌شان پرداخته‌ام یک متناقض نماست: نظم جدید از قدرت که از طریق فرهنگی هر چه سطحی‌تر فراچنگ آمده. از آنجا که مردم تنها از طریق تلاش برای درست انجام دادن چیزی به خاطر خود آن است که می‌توانند تکیه‌گاهی برای خود در زندگی بیابند، لذا این پیروزی فعلی تنگ‌مایگی در کار، در مدارس و سیاست، به نظرم شکننده می‌آید. در واقع چه بسا که شوریدن علیه این فرهنگ سست، همان چیزی باشد که صفحه جدید بعدی ما را بنا می‌نهد.»

کتاب «فرهنگ سرمایه‌داری نو» به قلم ریچارد سنت با ترجمه امیر حسین سادات در 166 صفحه شمارگان 770 نسخه و قیمت 35 هزار تومان توسط انتشارات شیرازه کتاب ما منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...