جلد دوم «حسین بن علی در افق معاصرت» با زیر عنوان «بازخوانی انتقادی حسین وارث آدم» منتشر شد.

حسین بن علی در افق معاصرت بازخوانی انتقادی حسین وارث آدم جواد میری

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «حسین بن علی در افق معاصرت» به کوشش زینب شریعت نیا و سید جواد میری توسط نشر نقد فرهنگ به چاپ رسیده است.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

حادثۀ کربلا و سنت عاشورایی یکی از آن اموری است که همگان می‌پندارند آن را می‌شناسند و با آن آشنا هستند، اما واقعیت این است که فرهنگ عاشورا یکی از غایب‌ترین پدیده‌ها در حیات ماست که برای فهم آن نیازمند «آشنایی‌زدایی» به معنای عمیق کلمه هستیم. ولی این آشنایی‌زدایی امر خطیری است و مهم‌تر از آن، یافتن پاسخ این پرسش است: آشنایی‌زدایی از مأنوس‌ترین امور چگونه امکان‌پذیر خواهد بود؟ حسین وارث آدم، اثر ماندگار علی شریعتی، یکی از مهم‌ترین تلاش‌های نظری و ادبی در جهت به افق معاصرت آوردن واقعهٔ عاشورای حسینی در روزگار ماست. شریعتی را بی‌تردید باید یکی از کلاسیک‌های جامعه‌شناسی، لااقل در افق تاریخی خودمان، تلقی کرد. در این کتاب کوشش شده است اثر ماندگار این جامعه‌شناس و متفکر اثرگذار ایرانی مورد خوانش و بازخوانی انتقادی قرار گیرد. در این اثر برخی از متفکران و صاحب‌نظران معاصر از منظرهای گوناگون روایت شریعتی از حسین‌بن‌علی در کتاب حسین وارث آدم و ارتباط آن با زیست‌جهان کنونی ما را مورد تأمل قرار داده‌اند.

جلد دوم «حسین بن علی در افق معاصرت» با زیر عنوان «بازخوانی انتقادی «حسین وارث آدم» در 152 صفحه و قیمت 40 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...