«گفت‌وگو با مخالف از منظر قرآن» پژوهشی تطبیقی است که با مقایسه و برآورد تلقی‌های جدید و قدیم فلسفی از مفهوم گفت‌وگو درصدد بازخوانی این عنصر در قرآن کریم است.

به گزارش مهر، جایگاه متعالی گفت‌وگو در جهان معاصر پیامد درکی نوین از آن است که در صد سال اخیر در نظریه‌های گوناگون ارائه شده است. در این نظریه‌ها گفت‌وگو ارتباط گفتاری خاصی در نظر گرفته می‌شود که از دیگر ارتباط‌ها مانند تک‌گویی، مشاجره، مناظره، مذاکره، بحث، گپ و… متمایز است.

هرکس گام در راه گفت‌وگو می‌گذارد، نقطه‌ عزیمت خویش را «ندانستن» قرار می‌دهد و چون می‌داند که گفت‌وگو از «شنیدن» آغاز می‌شود، جسارت ورود به عرصه‌های ناشناخته را دارد. بنابراین گفت‌وگو دو سه وجه دارد: «من»، «دیگری» و «موضوع گفت‌وگو». گفت‌وگو در فضایی برابر و بدون آنکه طرفین سعی در مجاب کردن دیگری به پذیرش عقاید خود داشته باشند، پیش می‌رود.

در قرن اخیر متفکران مهمی چون میخاییل باختین، اندیشمند مشهور روس، مارتین بوبر، اندیشمند اتریشی، دیوید بوهم، فیزیکدان انگلیسی امریکایی الاصل و... به مساله گفت‌وگو و ضرورت توجه به آن در حوزه ارتباطات انسانی در سطح جهان توجه کرده و کتاب‌های مهمی را به رشته تالیف درآورده‌اند. در این میان چیزی که در پژوهش‌ها مغفول مانده توجه به گفت‌وگو در سنت اسلامی است.

در زمینه «گفت‌وگو» با مخالف و دیگری در سنت اسلامی، بجز در قرآن و کلام ائمه اطهار، در منابع دیگر مطالب روشنی دیده نمی‌شود و شاید این یکی از دلایل سنت تک گویی در تمدن اسلامی باشد. توجه به گفت‌وگو، ضرورتی بود که در جامعه مدرن بوجود آمد، شاید این یک دلیل عدم توجه عموم متفکران مسلمان در طول تاریخ به این مفهوم باشد.

یکی از معدود پژوهش‌های مناسب در این موضوع «گفت‌وگو با مخالف از منظر قرآن» نوشته مولود بهرامیان است. این کتاب در سال ۹۵ با شمارگان دو هزار نسخه، ۲۰۶ صفحه و بهای ۹ هزار تومان از سوی نشر احسان منتشر شد.

در زمینه «گفت‌وگو» با مخالف و دیگری در سنت اسلامی، بجز در قرآن و کلام ائمه اطهار، در منابع دیگر مطالب روشنی دیده نمی‌شود و شاید این یکی از دلایل سنت تک گویی در تمدن اسلامی باشد. «گفت‌وگو با مخالف از منظر قرآن» پژوهشی تطبیقی است که با مقایسه و برآورد تلقی‌های جدید و قدیم فلسفی از مفهوم گفت‌وگو درصدد بازخوانی این عنصر در قرآن کریم است. در این میان به آرای مفسران و شارحان معاصر و کلاسیک این کتاب مقدس رجوع و استناد شده است. نویسنده در این اثر با بازخوانی آرای شارحان و مفسران قرآن درباره آیاتی که در موضوع زمینه‌های گفت‌وگو با اهل کتاب اعم از یهود و نصاری و نیز محاربان که حقانیت قرآن را نمی‌پذیرفتند و به آن ایمان نمی‌آوردند، بهترین راهکارها برای گفت‌وگو در عصر جدید را به مخاطبان ارائه می‌دهد.

با توجه به این که در جهان امروز بسیاری به مخالفت با قرآن پرداخته و درباره موضوعات مختلف آن تشکیک کرده‌اند، این کتاب می‌تواند بهترین روش‌های گفت‌وگو (روش‌هایی که مورد تایید قرآن است) را به مبلغان دین و گفت‌وگو کنندگان بین‌ ادیانی و بین‌ فرهنگی آموزش دهد.

کتاب پنج فصل دارد که عناوین آن به ترتیب عبارتند از: «واکاوی مساله گفت‌وگو»، «تبارشناسی گفت‌وگو و معرفی اجماعی فلسفه اخلاق»، «رویکردها و مبانی جدید گفت‌وگو»، «گفت‌وگو در قرآن» و «اخلاق مخالفت و پیامد گفت‌وگو از منظر قرآن».

در فصل اول با ارائه‌ کلیات مساله و طرح پرسش‌هایی چند، از ماهیت و ضرورت پژوهش سخن به میان آمده است. «مساله چیست؟»، «سوالات پژوهش»، «اهداف پژوهش» و «معنای لغوی گفت‌وگو، مخالف و دگرپذیری» قسمت‌های مختلف فصل اول کتاب است.

«گفت‌وگو با مخالف از منظر قرآن» پژوهشی تطبیقی است که با مقایسه و برآورد تلقی‌های جدید و قدیم فلسفی از مفهوم گفت‌وگو درصدد بازخوانی این عنصر در قرآن کریم است.در فصل دوم مروری بر اخلاق و فلسفه‌ اخلاق به ‌عنوان یک معرفت درجه‌ دوم که به چرایی مسائل اخلاق می‌پردازد و نیز به «اخلاق کاربردی» که این پژوهش در چارچوب آن قرار می‌گیرد، اشاراتی رفته است. از دیگر مباحث در این فصل «گفت‌وگو و مکاتب فلسفی»، «مکاتبی که به طور مستقیم به گفت‌وگو پرداخته‌اند»، «چیستی دشمنی» و «اخلاق مخالفت» به‌طور عام، پرداخته شده است.

نویسنده در فصل سوم ضرورت گفت‌وگو و موانع آنرا در جهان کنونی را بررسی کرده و در ادامه به ارائه‌ رویکردهای جدید از گفت‌وگو در دوران معاصر و واکاوی آرای فیلسوفان گفت‌وگو مانند یورگن هابرماس، گادامر و باختین می‌پردازد. «آموزه‌های روش‌شناسانه جهت گفت‌وگو»، «اهمیت گفت‌وگو در حوزه عمومی»، «معرفت شناسی و مفهوم حقیقت»، «کنش تفاهمی»، «زیست‌جهان»، «گفت‌وگو نظریه‌های سیاسی» و «گفت‌وگو و رویکرد مبتنی بر افق‌های همبسته و ایده جماعت» از سلسله مباحث ارائه شده در این فصل است.

در فصل چهارم به کاربرد مفهوم گفت‌وگو در قرآن و انواع آن از جمله «حکمت»، «موعظه‌ حسنه» و «مجادله» یا همان «جدال بالّتی هی أحسن» به طور مفصل و مبسوط پرداخته شده و قواعد و اصول کلی گفت‌وگو با مخالف از دیدگاه قرآن بررسی شده است. «کاربرد واژه گفت‌وگو در قرآن»، «چگونگی پیدایش گفت‌وگو و جدل در قرآن»، «ویژگی‌های قرآنی گفت‌وگو»، «قواعد و اصول کلی گفت‌وگو با مخالف از دیدگاه قرآن»، «مراحل سه گانه گفت‌وگو و جدل در قرآن»، «ویژگی‌های موعظه حسنه» و «چند مورد از انواع گفت‌وگو در قرآن» از جمله مباحث ارائه شده در این فصل است.

نویسنده در فصل پنجم کتاب، «اخلاق مخالفت» و پیامد گفت‌وگو در قرآن و علل و عوامل اختلاف از دیدگاه قرآن را بررسی کرده و به بیان وجه تمایز گفت‌وگو در قرآن با نظریه‌های کهن و نوین گفت‌وگو، پرداخته است. «اختلاف چیست؟»، «طبیعت اختلافات موجود میان مردم»، «اهمیت رابطه نیکو با دیگران» و «روش‌های عملی پرورش نفس بر اختلاف» از مباحث ارائه شده در این فصل است.

مخاطبان برای پیگیری مبحث گفت‌وگو در کلام و روش ائمه نیز می‌توانند به کتاب «آداب گفت‌وگو و مناظره از دیدگاه قرآن و روایات» نوشته علی اصغر رضوانی، منتشر شده از سوی انتشارات دلیل ما مراجعه کنند. در فضل انتهایی این کتاب شیوه‌های مناظره و گفت‌وگو از دیدگاه پیامبر و ائمه معصومین(ع) درج و از هرکدام از ائمه نیز مناظره‌هایی به همراه تحلیل آنها به مخاطبان ارائه شده است. سیره پیامبر در گفت‌وگو از نکات جذاب این بخش است.

علی اصغر رضوانی در این فصل با توجه به مناظره‌های پیامبر این نکات را از روش گفت‌وگویی پیامبر استخراج کرده است: «مدارا و نرم خویی»، «حلم و صبر»، «حسن استماع»، «مقابله به مثل نکردن در اسائه ادب» و «عدل و انصاف».

از میان مناظره‌های روایت شده در این بخش نیز می‌توان به این موارد اشاره کرد: «مناظره پیامبر با نصارا»، «مناظره پیامبر با پیروان ادیان»، «مناظره‌های امام علی(ع) با ابوبکر و عمر بن خطاب»، «مناظره حضرت زهرا س»، «مناظره امام حسن ع» و مناظره‌هایی از دیگر امامان تا مناظره حضرت ولیعصر(عج).

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...