کتاب «حکمت برتر؛ درسگفتاری درباره نوآوری‌های فلسفه صدرا» نوشته سیدمصطفی محقق داماد منتشر شد.

حکمت برتر؛ درسگفتاری درباره نوآوری‌های فلسفه صدرا» نوشته سیدمصطفی محقق داماد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۲۳۴ صفحه با جلد سخت (گالینگور با روکش) و قیمت ۷۵ هزار تومان در نشر سخن راهی بازار کتاب شده است.

در بخشی از مقدمه کتاب می‌خوانیم: مجموعه پیش‌رویتان سلسله درس‌هایی است که اینجانب در سال ۱۳۸۵ خورشیدی که به دعوت حضرت استاد جناب دکتر غلامرضا اعوانی برای تدریس حکمت متعالیه در موسسه حکمت و فلسفه ایران در مقطع دکتری دعوت شده بودم، طی یک ترم ارائه داده‌ام.

خداوند این نعمت را نصیبم ساخت که فضلایی در آن دوره در کلاس شرکت داشتند که از نشاط فلسفی بسیار بالایی برخوردار بودند و خوشبختانه اکنون همگی در سمت عضویت هیئت علمی دانشگاه‌های معتبر کشور اشتغال دارند.
بنای من در این دوره آن بود تا طرحی را که پیش از آن در مقاله «حکمت متعالیه: ابداع یا التقاط؟» طراحی و منتشر کرده بودم، تکمیل کنم.

در آن مقاله قطعه‌ای از صدرا به نقل از أسفار آورده بودم که او در آن حدود هفده مسئله را می‌شمرد و معتقد است ذهن ابن سینا در این مسائل کند شده و نتوانسته است آن‌ها را حل کند، اما خودش از عهده حل آن‌ها برآمده است. اینجانب می‌خواستم با مراجعه به منابع صدرا و نیز ابن ‌سینا بررسی کنم که این مسائل به چه نحوی در ابن سینا مطرح بوده و سپس چگونه در حکمت متعالیه حل شده‌اند. در اثر حاضر مقاله مذکور مندرج است و در دسترس قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...