کتاب «ادیان جدید ژاپن» [The New Religions of Japan] نوشته هری تامسِن [Harry Thomsen] با ترجمه عبدالرحیم گواهی توسط انتشارات جهان کتاب منتشر و راهی بازار نشر شد.

ادیان جدید ژاپن» [The New Religions of Japan]  هری تامسِن [Harry Thomsen]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب ششمین‌عنوان از مجموعه «تمدن و فرهنگ» است که این‌ناشر چاپ می‌کند.

هری تامسن نویسنده این‌کتاب یک‌مبلغ یا میسیونر مسیحی است و موضوع کتابش را مساله‌ای بسیار بحث‌برانگیز می‌داند. چون گروه‌های مختلفی از صاحب‌نظران درباره آیین‌هایی که او در این‌کتاب معرفی کرده گفته‌اند دین نیستند اما چندان جدید نیستند، یا نه دین هستند نه جدیدند، جدید هستند اما دین نیستند، یا این‌که هم دین هستند هم جدید. مترجم کتاب نیز که از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۵ به‌عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در ژاپن خدمت کرده، خود را موظف به معرفی ادیان جدید ژاپنی به واسطه ترجمه این‌کتاب دیده است.

کتاب «ادیان جدید ژاپن» همان‌طور که از نامش پیداست، در پی معرفی ادیان جدیدی است که مردم ژاپن به خود دیده‌اند. تعدادی از این‌دین‌ها، پس از جنگ جهانی دوم متولد شدند و امروز چندهزار آیین را در این‌کشور کهن می‌سازند که پیروانی زیاد و کم دارند. نکته مهم درباره دین در ژاپن، این است که ماهیتی سیال دارد چون هویت انسان ژاپنی همیشه در سه‌سطح فرهنگ ملی، فرهنگ دینی و فرهنگ مدرن جریان داشته و متحول شده است. مترجم کتاب پیش‌رو می‌گوید این‌سه‌سطح فرهنگی چنان با زندگی روزمره ژاپنی‌ها سیالیت پیدا کرده که یک ژاپنی امروزی، می‌تواند از نظر دینی، به‌طور آزادانه بین ادیان و مذاهب مختلف رفت و آمد داشته باشد.

این‌کتاب چهاربخش اصلی دارد که این‌ترتیب‌اند: «ادیات جدیدِ "قدیمی"»، «گروه ادیان نیچی_رِن»، «گروه ادیان اُموتو» و «ادیان جدید متفرقه».

بخش اول، ۳ فصل با عناوین «دین اول: تِنری_کیئو»، «کورُزومی_کیئو» و «کُن‌کو_کیئو» دارد. بخش دوم هم مانند بخش اول سه‌فصل دارد که عناوین‌شان به این‌ترتیب است: «سوکا گاککای»، «رِی‌یوکائی» و «ریششئو_کوسی کای». در بخش سوم کتاب، پنج دین ژاپنی در قالب پنج‌فصل با این‌عناوین معرفی شده‌اند: «دین اول: اُموتو»، «دین دوم: آنانائی_کیئو»، «دین سوم: سئی‌چو_نو_ایئه»، «دین چهارم: سِکای_ کیوسِئی_کیئو» و «پی.اِل. کیئودان». آخرین بخش کتاب هم سه فصل «دین اول: تِن_شُکوتای_جین‌گو_کیئو»، «دین دوم: ایتّو_ئن» و «انواع ادیان جدید دیگر» را در خود جا داده است.

پس از چهار بخش کتاب، ۳ بخش فرعی «اطلاعات کلی ادیان جدید»، «یادداشت‌ها» و «کتاب‌شناسی»‌ آمده و پس از آن‌ها نیز دو پیوست «۱: دین و مذهب در ژاپن امروز/بهمن ذکی‌پور» و «۲: اسلام و مسلمانان در ژاپن/بهمن ذکی‌پور» درج شده‌اند. کتاب «ادیان جدید ژاپن» با دو بخش «درباره مترجم» و «تصویرها» به پایان می‌رسد.

اولاف هانسن از علمای کلیسای پولس مقدس در مینه‌سوتا در پیشگفتاری که برای این‌کتاب نوشته، به این‌مساله اشاره کرده که «ادیان جدید ژاپن»‌ می‌تواند برای پژوهشگران مسیحی نیز حائز اهمیت باشد. علت چنین‌نظری را شاید باید در این‌نکته دید که ادیان جدید ژاپن، تلفیقی از ادیان کهن، آیین‌های شینتویی، بودایی و مسیحیت هستند.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

کیتامورا در سال ۱۹۰۰ میلادی متولد شد و در سال ۱۹۲۰ ازدواج کرد. او بخش اعظم زندگی خود را به‌مثابه همسر یک‌کشاورز معمولی زندگی کرد که هیچ‌گونه تظاهرات دینی نداشت، البته تا کوتاه‌زمانی پس از آن‌که خانه‌اش، در سال ۱۹۴۳، بر اثر آتش‌سوزی به‌کلی نیست و نابود شد. هم‌زمانی این‌واقعه دراماتیک و بیداری روحی/معنوی وی زمینه‌ساز نظریه‌های گوناگونی در مورد دلیل رفتارهای بعدی او شد، مانند این‌که «وقوع ناگهانی این‌حادثه مانند یک شوک بوده است.» هرچند که پیروانش با اصرار زیاد معتقدند که او از یک مکاشفه الهی برخوردار شده است.

برحسب گفته اُدورو_شوکیئو، در ۲۷ نوامبر ۱۹۴۴، و بار دیگر در ۱۲ اوت ۱۹۴۵، کیتامورا تحت تسخیر یک خدای مونث/مذکر دین شینتویی به نام تِن‌شو کوتائی جینگو قرار گرفته است (البته این‌ها مکاشفات اصلی وی هستند و در بین آن‌ها مکاشفات یا الهامات دیگری هم بوده است.) بار دیگر شاهدیم که به شخصی که مقدر شده بنیان‌گذار یک دین جدید باشد گفته می‌شود که قرار است «سلطنت الهی» را روی زمین برقرار سازد. روایت این دین از این‌واقعه نیز نشان می‌دهد که اُدورو_ شوکیئو از افکار و عقاید بیرونی نیز آگاهی دارد.

این‌کتاب با ۵۲۴ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۹۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...