کتاب «گزارشی از دستاوردهای هوش مصنوعی در علوم اسلامی» نوشته بهروز مینایی بیدگلی و همکاران با همکاری مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه توسط انتشارات موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران راهی بازار نشر شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «گزارشی از دستاوردهای هوش مصنوعی در علوم اسلامی» نوشته بهروز مینایی بیدگلی، محمد ابراهیم شناسا، سیدعلی حسینی، حجت اله اجودی و علیرضا شهبازی با همکاری مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه به‌تازگی توسط انتشارات موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران راهی بازار نشر شده است.

این‌کتاب که به بررسی خدمات هوش مصنوعی در تولید علوم اسلامی و انسانی می‌پردازد، نقشه راهی برای پژوهشگران حوزوی علاقه‌مندان به مباحث هوش مصنوعی است.

بهروز مینایی بیدگلی دبیر علمی همایش هوش مصنوعی و علوم اسلامی در مقدمه این کتاب آورده است: «هوش مصنوعی را باید گستره پهناور تاقی بسیاری از دانش‌ها، علوم و فنون قدیم و جدید دانست که کاربردهای گوناگون و فراوانی در علوم رایانه، علوم مهندسی، علوم زیستی، پزشکی، علوم اجتماعی و بسیاری از علوم دیگر دارد. امروزه به دلیل وجود حجم بالایی از متون اسامی، فقها و پژوهشگران حوزوی نیازمند آن هستند که به تمامی جوانب یک موضوع اعم از قوانین طبیعی، عرفی و شرعی پیرامون آن اشراف کامل داشته باشند تا بتوانند در مورد آن اظهارنظر کنند یا حکم جدیدی را استنباط کنند. این جوانب می بایست به گونه ای هوشمندانه و سازمان یافته در اختیار فقیه قرار بگیرد تا فرایند استنباط را برای وی تسهیل و تسریع کند. موتورهای جست‌وجوی معنایی و فناوری‌های هوشمند پردازش متن، می‌توانند این جوانب را با سرعت و دقت قابل قبول در اختیار فقیه قرار دهند. در حال حاضر موتورهای جست وجوی معنایی می‌توانند متونی را که عین آن عبارت ً به عبارت موردنظر اشاره می‌کنند، بیابند بدون اینکه لزوماً در متن موجود باشد.»

لزوم حرکت به سمت کاربست سامانه‌های هوشمند، دستاوردهای موجود هوش مصنوعی در مرزهای دانش، دستاوردهای اولیه هوش مصنوعی در حوزه دین، سامانه‌های هوشمندی پیشنهادی، تحلیل سامانه‌های هوشمندی موجود در علوم اسلامی، تقسیم بندی خدمات هوشمند و… از جمله سرفصل‌های این کتاب هستند.

کتاب «گزارشی از دستاوردهای هوش مصنوعی در علوم اسلامی» در ۱۰۰ صفحه با تیراژ ۷۰۰ نسخه و بهای ۱۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...