ترجمه زنده‌یاد سیدجعفر شهیدی از متن شریف «نهج‌البلاغه» برای سی‌ویکمین بار تجدید چاپ شد.

سیدجعفر شهیدی نهج‌البلاغه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نهج البلاغه از مشهورترین و معتبرترین منابع حدیث شیعه است که به کوشش سیّد رضی گردآوری و تدوین شده است. ترجمه‌ها از کتاب نهج‌البلاغه کم نیستند و تاکنون نزدیک به ۱۵ ترجمه از نهج البلاغه به چاپ رسیده است. این مسئله اهمیت و ارزش این کتاب را روشن می‌کند. ترجمه‌های بسیاری از نهج البلاغه به فارسی در دست است. از معروف‌ترین و مهم‌ترین آنها می‌توان به ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی اشاره کرد.

«در این ترجمه کوشش مترجم بر این بوده است که تا حد ممکن صناعت‌های لفظی را نیز در ترجمه رعایت کند؛ اما بر این دقیقه آگاه بوده است که نباید معنی فدای آرایش لفظ گردد. بدین رو در حد توانایی کوشیده است، هر دو جنبه رعایت شود.»

این کتاب شامل چند بخش است؛ «توضیح ناشر» که درباره نهج‌البلاغه و اثر مورد نظر است؛ «مقدمه مولف» که در چند بخش از فصاحت و بلاغت، مولف نهج‌البلاغه، ترجمه‌های آن، روش مترجم و متنی که در دسترس شماست سخن گفته است؛ سپس متن، تعلیقات و فهرست‌ها باقی ساختار این اثر را تشکیل می‌دهند. مرحوم شهیدی در مقدمه تفاوت روش ترجمه خود را با کار مترجمان قبلی در این می‌داند که «آنها نکته‌ای را چنان که باید رعایت نکرده‌اند و آن این است که سخنان مولی چنان که می‌بینیم، در عین علو معنی به زیورهای لفظی همانند: استعار، جناس، موازنه سجع و مراعات‌النظیر نیز آراسته است. بدین جهت مولف کوشیده است تا در حد توانایی خویش ضمن برگرداندن عبارت عربی به فارسی چندان که ممکن است، صنعت‌های لفظی را نیز رعایت کند.»

این کتاب که چاپ نخست آن در سال ۱۳۶۸ و از سوی انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسید اکنون برای سی‌ویکمین مرتبه به چاپ رسیده و به زودی با قیمت ۱۴۰ هزار تومان در شمارگان ۱۵۰۰ روانه بازار کتاب خواهد شد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...