کتاب «روش‌های مدرن تفسیر متون مقدس» نوشته فاطمه توفیقی توسط نشر کرگدن منتشر شد.

روش‌های مدرن تفسیر متون مقدس فاطمه توفیقی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مساله اصلی کتاب «روش‌های مدرن تفسیر متون مقدس» این است که تا چه حد می‌توان از روش‌های مسیحیان برای فهم متن، در تفسیر قرآن کریم بهره برد؟ نشر کرگدن این کتاب را در ۴۰۰ صفحه و با بهای ۱۷۰ هزار تومان منتشر کرده است.

فاطمه توفیقی متولد 1364 و عضو هیأت علمی دانشکده ادیان دانشگاه ادیان و مذاهب است.

کتاب در ۶ بخش و ۱۴ فصل سامان یافته است. نویسنده در بخش نخست کتاب درباره نقد متنی یا نسخه‌شناسی سخن می‌گوید. در بخش دوم، به «جهان پشت متن» یعنی شرایط تاریخی ظهور متن اشاره می‌کند. در بخش سوم، «جهان درون متن» مورد توجه اوست و به سازوکارهای درونی متن می‌پردازد. در بخش چهارم، موضوع پژوهش «جهان جلوی متن»، یعنی جهان خوانندگان، است، خوانندگانی که تأثیر متن مقدس را در شرایط اخلاقی زیستشان و گفتمان‌هایی می‌بینند که بر تفسیر متون حاکم است. در بخش‌های پایانی نیز روش‌های گوناگون تا حد امکان در سه متن از عهد عتیق، عهد جدید و قرآن کریم اعمال می‌شوند.

در پیشگفتار کتاب چنین آمده است: این اثر برای همە پژوهشگران و علاقه‌مندان به رشته‌های مطالعات قرآن و متون مقدس آماده شده است. روش‌های تفسیری کتاب مقدس در دوران مدرن رشد فراوانی داشته‌اند و سالانه چندین گردهمایی بزرگ دربارە کاربست این روش‌ها و رویکردهای نوین برگزار می‌شود و کتاب‌هایی در این باره با شمارگان بالا انتشار می‌یابند. اما این روش‌ها به ندرت در جامعە فارسی زبان معرفی شده‌اند. ترجمه یک یا دو کتاب حق مطلب را ادا نمی‌کند. بسیاری از کتاب‌ها جامعیت لازم را ندارند و معمولاً مطالبشان برای مخاطب برخاسته از فضای یهودی و مسیحی مناسب‌تر است. گرچه خوانندگان کتاب حاضر بهتر است آشنایی اجمالی با کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان داشته باشند، لازم نیست جزئیات آن را بدانند.

یکی از انگیزه‌های نگارش این کتاب پرداختن به این پرسش رایج در مطالعات قرآنی است که تا چه حد می‌توان از روش‌هایی که در جوامع ِ مسیحی غربی برای فهم متون شکل گرفته است، در تفسیر قرآن کریم بهره برد. به همین دلیل، هر فصل با بررسی امکان به‌کارگیری روش‌های بحث‌شده در آن فصل در قرآن‌پژوهی پایان می‌یابد. ازاین‌رو، اثر حاضر به نوعی در پی روش‌شناسی تطبیقی متون مقدس است؛ به این طریق که در آن بررسی می‌شود تا چه حد روش‌های تفسیری یک متن برای تفسیر متنی کاملاً متفاوت عملی است.

................ هر روز با کتاب ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...