«عید گنجشک‌ها» با نویسندگی و تصویرگری کلر ژوبرت توسط موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر منتشر شد. این کتاب درباره ماه رمضان، روزه داری و عید فطر است.

عید گنجشک‌ها کلر ژوبرت

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «عید گنجشک‌ها» با نویسندگی و تصویرگری کلر ژوبرت توسط انتشارات موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر با همکاری نشر رودآبی منتشر شد. این کتاب برای نخستین بار پس از تعطیلات سال جدید با شمارگان هزار نسخه، ۲۴ صفحه و بهای ۳۴,۵۰۰ تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت و در مدت محدودی پس از عرضه به چاپ دوم رسید.

«عید گنجشک‌ها» اولین کتاب انتشارات موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر برای گروه سنی کودکان است. نویسنده در این کتاب ذیل یک روایت داستانی درباره ماه رمضان، روزه داری و روزه کله گنجشکی و همچنین صدقه عیدفطر صحبت کرد. ایده اصلی این کتاب بر اساس جمله‌ای از امام موسی صدر شکل گرفته است: «خدا صدقه روز عید فطر را به ما واجب کرده تا دیگران را در خوشحالی عید شریک کنیم…»

در بخش پایانی این کتاب یک کاردستی خلاقانه برای بچه‌ها طراحی شده است. همچنین نویسنده به معرفی کوتاهی از امام موسی صدر برای کودکان پرداخته و یک خاطره از این مصلح برجسته جهان اسلام را در زمینه توجه به کودکان نوشته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...