بیست‌وهشتمین عنوان از مجموعه‌ی کتابهای سرو (مطالعات اجتماعی شیعه) با عنوان «جشن‌های اسلامی ـ شیعی در ایران» برپایه‌ی گزارش‌های سفرنامه‌نویسان، مستشرقان و ایران‌شناسان (از دوره‌ی صفوی تا پهلوی اول) به همت محسن‌حسام مظاهری منتشر شد.

جشن‌های اسلامی ـ شیعی در ایران محسن‌حسام مظاهری

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «جشن‌های اسلامی ـ شیعی در ایران» در 816 صفحه (وزیری) و با قیمت 420 هزار تومان توسط نشر آرما منتشر شده است.

در بخشی از مقدمه کتاب آمده است:

این کتاب ماحصل پژوهشی است درباب حوزه‌ای از تاریخ اجتماعی دین و مناسک دینی در ایران شیعی که تاکنون کمتر محل توجه محققان بوده است؛ یعنی حوزه‌ی آیین‌های شادمانه و جشن‌های دینی و مذهبی. آنچه در این پژوهش به دنبالش بوده‌ام، تدوین فهرستی از جشن‌های مذهبی مهم در ایران شیعی و گردآوری، بررسی و تدوین داده‌هایی از چگونگی برگزاری آن‌ها برای رسیدن به شناخت و فهمی حتی‌الامکان جامع و دقیق از روند ابداع یا بازتعریف و تغییرات فرمی ـ مضمونیِ این مناسک در پنج قرن اخیر است. بااستناد به منابع متنوع تاریخی و به‌طور خاص سفرنامه‌ها و دیگر آثاری که مستشرقان، ایران‌شناسان و جهانگردانی که به ایران سفر کرده‌اند، پدید آورده‌اند.

رویکرد کتاب حاضر در بررسی و معرفی جشن‌های مذهبی، به‌مثابه‌ی جزیی از فرهنگ عامه‌ی دینی جامعه‌ی ایرانی، رویکردی توصیفی ـ تحلیلی است و تلاش شده است افزون بر گزارشی تاریخی از روند برگزاری آیین‌های مختلف جشن مذهبی در ایران، چهارچوبی مفهومی ـ نظری هم درباب مقوله‌ی جشن دینی و جایگاه آن در ادیان به‌طور عام و در اسلام و تشیع به‌طور خاص عرضه شود.

در این کتاب، افزون بر منابع ترجمه‌شده به فارسی، شماری از منابع سفرنامه‌ای که تاکنون به فارسی ترجمه نشده‌اند در زبان‌های گوناگون (عمدتاً انگلیسی و فرانسوی) بررسی شده و اطلاعات ناب و ارزشمند فراوانی که درباب جشن‌های مذهبی در آن‌ها بود، استخراج شده و اختصاصاً برای کتاب حاضر به فارسی ترجمه شده است. درمجموع برای نگارش کتاب حاضر، بیش از ۶۰۰ منبع به قلم بیش از ۵۰۰ نفر سفرنامه‌نویس و محققِ غیرایرانی و غیرمسلمان که احتمال می‌رفت حاوی مطلبی درباره‌ی جشن‌های مذهبی باشند، را بررسی کرده‌ام. این بررسی، نهایتاً‌ منجر به یافتن گزارش‌ها، توصیفات و اسنادی از ۸۹ نفر شد که مشخصاً از ۲۵ نفر آن‌ها پیش از این اثری به فارسی ترجمه نشده بود. گزارش‌ها و اسناد مذکور به ترتیب زمان مشاهده/ثبت/نگارش در کتاب آورده شده و بررسی و نقد شده‌اند.

همچنین در بخش نخست کتاب، که حکم مدخل تحقیقی و مقدمات نظری موضوع را دارد، تصویری کلی از آیین‌های جشن در ایران و اسلام و دیگر ادیان ارایه شده است. ابتدا آیین‌های جشن و اقسام آن‌ها و عناصر مشترک در آن‌ها بررسی شده، سپس ویژگی‌های جشن‌های دینی و مذهبی بیان شده و به‌صورت گذرا مهم‌ترین سنت‌های جشن در پنج دین بزرگ که به‌جهت قرابت جغرافیایی و فرهنگی با مسلمانان، محتمل است در تکوین فرهنگی مناسکی آن اثرگذار بوده باشند (یعنی یهود، مسیحیت، هندوییسم، بودیسم و صابئین مندایی) مرور شده‌اند. در فصل بعد، به‌جهت تأثیرگذاری بالای جشن‌های ایران باستان بر شکل‌گیری، ابداع و بازتعریف جشن‌های اسلامی شیعی در ایران، به آن‌ها اختصاص یافته. در فصل ۳، مدل ابداعی خودم برای دسته‌بندی آیین‌های جشن در اسلام و تشیع را بیان کرده‌ام. در این مدل، آیین‌های مذکور در دو دسته‌ی کلی (اعیاد و دیگر جشن‌ها) و چهار دسته‌ی فرعی گنجانده می‌شوند. ذیل هر دسته، مهم‌ترین مصادیق آن معرفی و تاریخچه‌ی هرکدام بررسی شده است. جمعاً در این فصل، مخاطب شناختی اجمالی با ۳۳ جشن اسلامی ـ شیعی پیدا می‌کند که برخی‌شان امروزه دیگر در تقویم مناسکی مسلمانان و شیعیان جایی ندارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...