کتاب «فرهنگ لغات و اصطلاحات سوادرسانه‌ای» به اهتمام محمد سلطانی‌فر و گروهی از متخصصان حوزه علوم ارتباطات منتشر شد.

فرهنگ لغات و اصطلاحات سوادرسانه‌ای محمد سلطانی‌فر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، این کتاب که نخستین کتاب مرجع در حوزه سواد رسانه‌ای است با هدف استانداردسازی واژگان سواد رسانه‌ای به رشته تحریر درآمده است.
سیده سارا میرقاسمی، ایده‌پرداز اصلی کتاب فرهنگ لغات و اصطلاحات سواد رسانه‌ای در گفتگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا، درباره اهمیت انتشار این کتاب گفت: نیاز ادبیات واحد با ساختار علمی مشخص در حوزه تدریس سواد رسانه‌ای، علت اصلی شکل‌گیری ایده اولیه انتشار کتاب مرجع فرهنگ لغات و اصطلاحات سوادرسانه‌ای بود.
وی با بیان اینکه اغلب واژگانی که برای تدریس مهارت‌های سواد رسانه‌ای در کشور استفاده می‌شوند و به کتاب‌ها و مقاله‌های این حوزه راه یافته‌اند ریشه علمی و بین‌المللی ندارند افزود: چندگانگی و اعمال سلیقه شخصی در واژه‌پردازی علوم مختلف و خلق و به کاربردن واژگانی که ریشه علمی ندارند، متخصصان هر حوزه علمی را به خصوص در هنگام پژوهش با مشکلات بزرگ روبرو می‌کند. برای مثال واژه متداول رژیم مصرف رسانه‌ای معادلی در زبان اصلی ندارد و همین امر باعث ایجاد مشکلات عمیقی برای پژوهشگران در روند تحقیقات علمی آنان می‌شود.
میرقاسمی با تاکید بر استقبال اساتید برجسته علوم ارتباطات از انتشار این کتاب، اظهارامیدواری کرد با انتشار کتاب فرهنگ لغات و اصطلاحات سوادرسانه‌ای از این پس شاهد استانداردسازی در ادبیات سواد رسانه‌ای در کشور باشیم.
کتاب مرجع فرهنگ لغات و اصطلاحات سوادرسانه‌ای به قلم محمد سلطانی‌فر، سیده‌سارا میرقاسمی، سیما میربخش، ناصر اسدی و نوید احمدزاده از متخصصان رشته علوم ارتباطات امروز در نخستین همایش استانداردهای جهانی روابط عمومی رونمایی می‌شود.
این کتاب را که تحقیق و نگارش آن بیش از یکسال به طول انجامیده انتشارات پشتیبان، مرجع نشر کتاب‌های سواد رسانه‌ای در کشور بهمن ماه امسال در ۲۲۵ صفحه و قطع رقعی منتشر کرده است و علاقمندان به حوزه سواد رسانه‌ای به خصوص مدرسان این علم می‌توانند به زودی در بازار نشر به آن دسترسی داشته باشند.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...