کتاب «تولدی دوباره: تأملی جامعه‌شناختی در باب اعتکاف» از مجموعه مطالعات فرهنگی شیعه منتشر شد

تولدی دوباره: تأملی جامعه‌شناختی در باب اعتکاف ریحانه صارمی

به گزارش کتاب نیوز کتاب «تولدی دوباره: تأملی جامعه‌شناختی در باب اعتکاف» به همت ریحانه صارمی منتشر شد. این کتاب شانزدهمین عنوان از مجموعه «کتابهای سرو» است که زیر نظر محسن‌حسام مظاهری منتشر می‌شود.

«اعتکاف» پدیده‌ای است که چند دهه سیاست‌‌گذاری شده و آمارها از اقبال رو به افزایش هرساله آن حکایت می‌کند. این افزایش نمی‌تواند صرفاً نتیجه سیاست‌گذاری باشد؛ اعتکاف کارکردی اجتماعی ایفا می‌کند که یکی از مشهورترین آن‌ها «خودسازی و یا به عبارتی رهایی از گناه» است. در این کتاب تلاش شده ‌است با بررسی اعتکاف به دو پرسش اصلی پاسخ داده شود: اول این‌که آیا اعتکاف نمودی از احساس گناه دین‌داران امروز ایران است؟ و اگر چنین باشد چه چیزی مسبب ایجاد این احساس گناه است؟ و پرسش دوم این‌که در حال حاضر آیا می‌توان از وجود دین انتقادی صحبت به میان آورد یا نه؟

[کتاب «تولدی دوباره: تأملی جامعه‌شناختی در باب اعتکاف» به قلم ریحانه صارمی در 230صفحه و با قیمت 40هزارتومان توسط نشر آرما (کتابهای سرو) منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...