دومین چاپ «ایدئولوژی زیبایی‌شناسی» [The ideology of the aesthetic] تری ایگلتون [Terry Eagleton] منتشر شد. نویسنده در این کتاب مسیر ۲۵۰ ساله سنت تفکر اروپایی درباره هنر را در پرتو نسبت‌های سه ضلع حقیقت، زیبایی و اخلاق مورد بحث قرار داده است.

ایدئولوژی زیبایی‌شناسی» [The ideology of the aesthetic] تری ایگلتون [Terry Eagleton]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر بیدگل دومین چاپ کتاب «ایدئولوژی زیبایی شناسی» نوشته تری ایگلتون و ترجمه مجید اخگر را با شمارگان هزار نسخه، ۶۴۳ صفحه و بهای ۹۸ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب نیز در بهار امسال با همین مشخصات در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود.

«ایدئولوژی زیبایی شناسی» با موضوع جهان‌بینی و زیبایی‌شناسی گردآوری و تألیف شده است. نویسنده در این اثر خاستگاه و ضرورت‌های پنهان در پس شکل‌گیری حوزه‌ای را که «زیبایی شناسی» نام گرفته، واکاوی می‌کند.

همچنین مسیر ۲۵۰ ساله سنت تفکر اروپایی درباره هنر را در پرتو نسبت‌های لاینفک سه ضلع حقیقت (فلسفه)، زیبایی (هنر) و خیر (اخلاق) مورد بحث قرار می‌دهد. آنچه به روایت مؤلف قوت و فوریت می‌بخشد، فهم این نکته است که نظریه‌های هنر متفکران عصر مدرن در حقیقت گره گاه مهم‌ترین مسائل انسانی و تاریخیِ این دوره پرتلاطم است.

به این ترتیب، روایت ایگلتون از تاریخ زیبایی‌شناسی مدرن به جای اینکه صرفاً مروری بر «دیدگاه های مختلف متفکران درباره هنر» باشد، با در نظر داشتن پیوندهای زیبایی‌شناسی، اخلاق، و سیاست، درک عمیق از علت آن حس ضرورت، معنا، و اهمیتی را به مخاطب می‌بخشد که در عصر مدرن با ایده هنر، اثر هنری و «تجربه زیبایی شناختی» همراه شده است.

مؤلف در این کتاب، در چهارده فصل به ترتیب به متفکران انگلیسی، کانت، شیلر، فیشته، شلینگ، هگل، شوپنهاور، کیرکه گارد، مارکس، نیچه، فروید، هایدگر، بنیامین، و آدرونو می‌پردازد و در نهایت در فصل آخر، ضمن پرداختن به فضای پست مدرنیستی دهه‌های آخر سده بیستم و طرح دیدگاه‌های متفکرانی چون فوکو، لیوتار، و هابرماس، جمع‌بندی خود از بحث را ارائه می‌دهد.

عناوین فصول چهارده‌گانه کتاب از این قرار است: «جزءهای آزاد»، «شافتسبری، هیوم، برک»، «مخیله کانتی»، «شیلر و هژمونی»، «جهان به مثابه مصنوع هنری: فیشته، شلینگ، هگل»، «مرگ میل: آرتور شوپنهاور»، «کنایه‌های مطلق: سورن کیرکه‌گارد»، «امر والای مارکسیستی»، «توهم‌های حقیقی: فریدریش نیچه»، «نام پدر: زیگموند فروید»، «سیاست شناسیِ هستی: مارتین هایدگر»، «خاخام، مارکسیست: والتر بنیامین»، «هنر پس از آشویتس: تئودور آدورنو» و «از دولت شهر تا پست مدرنیسم».

مجید اخگر یکی از مولفان و مترجمان پرکار حوزه فلسفه‌، زیبایی شناسی، هنرهای تجسمی، تئاتر و سینماست. از دیگر ترجمه‌های منتشر شده اخگر می‌توان به این موارد اشاره کرد: «ایدئولوژی، اخلاق و سیاست» نوشه پل ریکور، «هنر و ادراک بصری؛ روان‌شناسی چشم خلاق» نوشته رودلف آرنهایم، «نظریه هنر آوانگارد» نوشته پیتر بورگر، «علیه تفسیر» نوشته سوزان سانتاگ، «بدن تکه‌تکه شده: قطعه به مثابه استعاره‌ای از مدرنیته» نوشته لیندا ناکلین، «فیلم و فرهنگ، سینما و بستر اجتماعی آن» زیرنظر ساری توماس و «آنچه سینما هست!: جستجوی بازن و بار سنگین آن» نوشته دادلی اندرو.

«بازیابی امر محسوس: هفت گفتار در زیباشناسی» و «فانی و باقی، درآمدی انتقادی بر مطالعه نقاشی ایرانی» نیز از جمله مهم‌ترین تالیفات منتشر شده مجید اخگر است.

................ هر روز با کتاب ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...