کتاب «حق بر توسعه در نظام بین الملل حقوق بشر و آموزه‌های اسلامی» توسط  مهدی فیروزی در گروه مسائل فقهی و حقوقی پژوهشکده فقه و حقوق تهیه شده است.

حق بر توسعه در نظام بین الملل حقوق بشر و آموزه‌های اسلامی» توسط  مهدی فیروزی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، تحولات پرشتاب گفتمان حقوق بشر معاصر طی یک سده اخیر، علاوه بر فراگیرشدن این گفتمان، گسترش مفهومی و هنجاری آن را به نحو فزاینده‌ای موجب شده است؛ به گونه‌ای که قلمرو آن به عرصه‌های جدیدی همچون صلح، توسعه و محیط زیست نیز گسترش پیدا کرده و ظهور نسل جدیدی از حقوق بشر را موجب شده است.

تلقی توسعه به عنوان حقی بشری و در نتیجه پیدایش «حق بر توسعه» به عنوان یکی از مصادیق نسل سوم حقوق بشر و ذیل عنوان حقوق همبستگی، در همین راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.

کتاب حاضر این مسئله را در دو بخش مورد بررسی و تحلیل قرار داده است؛ در بخش اول به تحلیل حقوقی و اسلامی حق بر توسعه به مثابه یکی از حقوق بشر پرداخته که در پنج فصل تنظیم شده است، در بخش دوم منابع و ضمانت اجرای حق بر توسعه را در چهار فصل مورد بررسی قرار داده است.

کتاب «حق بر توسعه در نظام بین الملل حقوق بشر و آموزه‌های اسلامی» توسط نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در قطع رقعی و در ۶۶۰ صفحه به زیور طبع آراسته شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...