انتشارات دانشگاه مفید دومین چاپ «رساله کشف» [über eine Entdeckung nach der alle neue kritik der reinen vernunlt durch eine altere entbehrlich gemacht werden soil] کانت [immanuel kantو ترجمه مهدی ذاکری را منتشر کرد. کانت این رساله جدلی را در پاسخ به نقدهای به زعم خود غیراصولی ابرهارت از خود نوشته بود.

«رساله کشف» [über eine Entdeckung nach der alle neue kritik der reinen vernunlt durch eine altere entbehrlich gemacht werden soil] کانت [immanuel kant]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات دانشگاه مفید قم چاپ دوم کتاب «رساله کشف» اثر امانوئل کانت و شرح و توضیح هنری ای. آلیسون، ترجمه مهدی ذاکری را با شمارگان ۳۰۰ نسخه، ۳۰۸ صفحه و بهای ۵۰ هزار تومان منتشر کرد. نخستین چاپ این کتاب به سال ۱۳۸۳ با شمارگان ۱۵۰۰ نسخه و بهای ۲,۲۰۰ تومان منتشر شده بود.

کتاب دو فصل و سه ضمیمه مهم دارد. فصل نخست با عنوان «مقدمه تاریخی و انتقادی» شامل سه بخش به ترتیب با این عناوین است: «زمینه تاریخی»، «یورش ابرهارت» و «پاسخ کانت». فصل دوم کتاب نیز «رساله کشف» است که دو بخش با این عناوین دارد: «درباره واقعیت عینی مفاهیمی که هیچ شهود حسی‌ای در ازای آنها نمی‌تواند عرضه شود بر طبق نظر آقای ابرهارت» و «راه حل آقای ابرهارت برای مشکل «احکام تألیفی چگونه به نحو پیشینی ممکن‌اند؟».

ضمیمه نخست نیز شامل نامه‌های کانت است به راینهولت، ضمیمه دوم نظر شولتس است درباره ابرهارت و ضمیمه سوم نیز مقایسه‌های مختصر ابرهارت است بین فلسفه‌های لایبنیتس و کانت.

فصل نخست کتاب در اصل بحثی است درباره انتقاد ابرهارت از کانت که مدعی است لایبنیتس تقسیم احکام به تحلیلی و تألیفی را پیش از کانت مطرح کرده است که پس از آن پاسخ کانت به این مدعا مطرح شده و در فصل دوم نیز متن «رساله کشف» درج شده است.

کانت این رساله را در پاسخ به یورش تمام عیار یوهان آگوست ابرهارت نوشته است. دعوی اصلی ابرهارت به بیان ساده این بود که هر مطلب صادقی که در نقد عقل محض هست، لایبنیتس پیشتر آن را مطرح کرده و هر آنچه را که در نقد با فلسفه لایبنیتس متفاوت است، مثلاً محدودیت معرفت به پدیدارها، گرفتار خطاست.

بنابراین به اعتقاد او عقل‌گرایی لایبنیتس قبلاً بر شکاکیت هیوم چیره شده و دعاوی ما بعدالطبیعه عقل‌گرایانه در مقابل انتقاد کانت توجیه پذیرند. کانت به سهم خود چنان از این یورش به خشم آمده بود که از عهد دیرین خود، در وارد نشدن به مجادله مستقیم با منتقدانش دست کشید و حاصل آن، اثری بود شدیداً جدلی و اغلب با لحن و آهنگی بسیار کند و در بسیاری جهات «قطعه‌ای استثنایی. با این حال این اثر دربردارنده تقریر جدید مهمی از تقسیم احکام به تحلیلی و تألیفی و تلاش کانت برای تعریف دقیق فلسفه‌اش در برابر عقل‌گرایی لایبنیتس به شمار می‌آید.

به عبارتی «رساله کشف» بیشتر به جنبه‌ای از نظریه معرفت کانت توجه می‌کند که کمتر مورد توجه واقع شده است بدین معنی که نسبت فلسفه کانت را با عقل گرایی لایبنیتس که به اندازه نسبت و تقابل آن با شکاکیت دیوید هیوم مهم است، در نظر می‌گیرد. در نتیجه این رویکرد برخی از اشکالات مهمی که از ناحیه معاصران عقل گرایِ کانت به او وارد شده، پاسخ گفته می‌شود.

اما شارح این کتاب یعنی هنری ای. آلیسون از برجسته‌ترین و شناخته شده‌ترین کانت شناسان در دنیای معاصر است که در زمینه‌های ایدئالیسم آلمانی، تجربه گرایی انگلیسی، عقل گرایی اروپایی و فلسفه دین دانش گسترده‌ای دارد. آلیسون بجز ریاست بر انجمن فلسفی آمریکا (بخش اقیانوس آرام) در دانشگاه‌های سن دیه‌گو، یال، پرینستون و بوستون به تدریس اشتغال داشته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...