کتاب «علم اجتماعی اسلامی: بازآفرینی نظریه استاد مطهری» نوشته مهدی جمشیدی توسط سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شد.

علم اجتماعی اسلامی: بازآفرینی نظریه استاد مطهری مهدی جمشیدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، استاد مرتضی مطهری در کتاب «جامعه و تاریخ» می‌نویسد که اسلام، یک مکتب جامعه‌شناسانه نیست و هیچ‌یک از مطالب اجتماعی قرآن کریم، با زبان و اصطلاحات علم‌اجتماعی، مطرح نشده‌اند، امّا درعین‌حال، تعداد زیادی از مسأله‌های علم‌اجتماعی، به‌طورکامل، قابل استنباط و استخراج از این کتاب آسمانی هستند. کتاب «علم اجتماعی اسلامی: بازآفرینی نظریه استاد مطهری» صورت تفصیلی و بسط یافتۀ همین چند جملۀ بنیادی و راهگشا است و می‌کوشد در قالب فلسفۀ علم‌اجتماعی‌اسلامی، هم به چیستی و چرایی علم‌اجتماعی‌اسلامی بپردازد، و نویسنده کوشیده از چگونگی ایجاد آن سخن بگوید. به‌این‌ترتیب، برای نخستین‌بار و به‌صورتی منسجم و سرشار از جزئیّات، فهم و روایت مطهری از این شاخه از فلسفه‌های مضاف به علم، بازسازی شده است.

کتاب شامل سه فصل با عناوین چیستی علم اجتماعی اسلامی، چرایی علم اجتماعی اسلامی و چگونگی علم اجتماعی اسلامی است.

نتیجه‌گیری، منابع، فهرست آیات، فهرست روایات، فهرست اشعار، نمایه و نمایه موضوعی بخش‌های پایانی این کتاب هستند.

کتاب «علم اجتماعی اسلامی: بازآفرینی نظریه استاد مطهری» نوشته مهدی جمشیدی در قطع رقعی و ۴۳۶ صفحه با قیمت ۱۱۰ هزارتومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...