مرکز اسناد انقلاب اسلامی جدیدترین اثر خود را با عنوان «مهدویت در ایران معاصر» تالیف فاطمه امانی توانی را منتشر کرد.

به گزارش ایرنا، مرکز اسناد انقلاب اسلامی در جدیدترین اثر خود پس از طرح مبانی نظری و بیان الگوی حکومتی مهدویت و ویژگی‌های حکومت مطلوب مهدوی، با الگوپذیری از آموزه های مهدویت، به بررسی و تبیین تأثیر آن آموزه‌ها در تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایران معاصر از زمان قاجاریه تا رژیم پهلوی می‌پردازد.

دراین کتاب تأثیرگذاری از دو جنبه‌ی سلبی و ایجابی و در سه حوزه‌ی تأثیرات شناختی (کلامی ـ اعتقادی)، تأثیرات گرایشی (اخلاقی) و تأثیرات رفتاری (فقهی) مورد بررسی قرار می‌گیرد.

مهدویت درایران معاصر در قالب چهار فصل و یک نتیجه‌گیری کلی، سازماندهی شده است. فصل اول شرح کلیات و چارچوب نظری است. در این فصل ابتدا به‌عنوان پیش زمینه، اندیشه‌ی مهدویت در قرآن بررسی و در ادامه نظریه‌ی تغییر محتوای درونی انسان از دیدگاه شهید صدر و نظریه‌ی انقلاب و تغییر و تحول از دیدگاه شهید مطهری به عنوان چارچوب نظری پژوهش بیان شده و سپس ارتباط میان جریان‌های مهدویت با تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایران مورد بررسی قرار گرفته و در پایان به چارچوب نظری با موضوع مورد نگارش پرداخته شده است.

عنوان فصل دوم، ساختار نظام سیاسی مطلوب مهدوی است. هدف این فصل، شناسایی هر چه بهتر حکومت مطلوب حضرت مهدی (عج) است تا ضمن بررسی ابعاد مختلف آن، دریابیم که حکومت حضرت مهدی (عج) به‌عنوان یک حکومت مطلوب و ایدال دارای چه ساختار و ویژگی‌هایی است؛ لذا برای بررسی آن از آیات و روایات ائمه‌ی معصومین (علیهم السلام) بهره گرفته شده است.

در فصل سوم، نقش آموزه‌ی مهدویت در تحولات عصر قاجار در قالب دو گفتار تأثیرات ایجابی و سلبی در سه حوزه‌ی تأثیرات شناختی، گرایشی و اخلاقی بررسی شده است. در این عصر مکاتب انحرافی شیخیه، بابیت و بهائیت شکل گرفتند.

رهبران این مکاتب با ابداع رکن رابع به ادعای ارتباط با امام زمان (عج) پرداختند و خود را نایب ایشان دانسته و در نهایت خود را خدا نامیدند و با منسوخ اعلام کردن دین اسلام ادعای آوردن دین جدیدی کردند و حدود یک قرن گروه زیادی از مردم را به سوی عقاید انحرافی خود سوق دادند. اما از سوی دیگر با تأثیرپذیری ایجابی آموزه‌های مهدویت در این عصر، مسئله امامت در عصر غیبت مطرح شد و علما به‌عنوان مراجع مذهبی در ترویج مبانی اسلامی و مهدوی، به‌عنوان نائب امام (ع) به صیانت از مذهب در مقابل حاکمان پرداختند.

در فصل چهارم نیز نقش آموزه مهدویت در عصر پهلوی در قالب دو گفتار تأثیرات ایجابی و سلبی در سه حوزه‌ی تأثیرات شناختی، گرایشی و رفتاری بررسی شده است. در عصر پهلوی تحولی در اراده و اندیشه‌ی مردم برای رسیدن به یک وضعیت مطلوب و ایدال شکل گرفت که امام (ره) از آن به‌عنوان یک معجزه یاد کردند و آن پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 بود. امام خمینی ریشه‌ی همه‌ی ناهنجاری‌های اخلاقی و اجتماعی ایران در عصر پهلوی را ناشی از سیاست‌های غیراخلاقی رضاخان و محمدرضا پهلوی می‌دانست. برای امام (ره) بسیار ناراحت کننده بود که در کشوری که مردم آن معتقد به مبانی اسلامی‌اند و با نام امام زمان (عج) از فرهنگ شیعه دفاع می‌کنند، کسی در رأس جامعه قدرت را در دست داشته باشد که خود مظهر همه‌ی بی‌اخلاقی‌ها و بی‌عفتی‌ها است و به هیچ‌وجه برای مبانی اسلامی و مهدوی در جامعه ارزش قائل نیست. از این رو امام (ره) برای مقابله با رژیم شاه، با تکیه بر فرهنگ‌سازی و نقش دین و ارزش‌های اسلامی در راستای فرهنگ مهدویت، به اصلاح جامعه پرداخت و در کتب اخلاقی خود همواره بر نقش ارزش‌های اسلامی در تهذیب و به کمال رساندن سجایای اخلاقی انسان‌ها تأکید می‌کرد. در حوزه‌ی تأثیرپذیری سلبی آموزه‌های مهدویت در این عصر، انجمن حجتیه شکل می‌گیرد. در این فصل تأثیرات این انجمن به بررسی گذاشته می‌شود. پایان بخش کتاب، نتیجه گیری کلی و کتابنامه است.

«مَهدَوَُیت در ایران معاصر» در شمارگان 1000 نسخه و 208 صفحه و به قیمت 5500 تومان منتشر شده است.

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...