ترجمه کتاب «طلای سرخ» نوشته عبدالوهاب شعرانی شامل گزارش و معرفی اندیشه‌های محی‌الدین ابن‌عربی عارف مسلمان در فتوحات مکیّه،‌ با ترجمه احمد خالدی توسط انتشارات سروش به چاپ دوم رسید.

طلای سر عبدالوهاب شعرانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب دربرگیرنده گزارشی از اندیشه‌های ابن‌عربی در اثر معروفش «فتوحات مکیّه» است. عبدالوهاب شعرانی در این‌کتاب تلاش کرده تصویر روشنی از مطالب و سرفصل‌های فتوحات مکّیّه و حساسیت‌های فکری ابن‌عربی در آن به دست دهد.

مترجم «طلای سرخ» استادیار دانشگاه علم و صنعت ایران است و این‌ترجمه خود را براساس فصل‌بندی‌های شش‌گانه کتاب فتوحات تنظیم کرده است.

«در معارف»، «در معاملات»، «در اموال»، «در منازل»، «در منازلات» و «در مقامات» عناوین ۶ فصل این‌کتاب هستند. در نتیجه ۵۶۰ باب فتوحات مکیه به این‌ترتیب تشریح شده‌اند. باب ۵۵۹ کتاب هم چکیده‌ای از کلیه‌ باب‌های فتوحات مکیه ابن‌عربی است.

در بخشی از این‌کتاب آمده است:

«وَ آتَیناهُ الحِکمَهَ وَ فَصلَ الخِطابِ» ص، ۲۰ «او [داوود (ع)] را حکمت [در عمل] و فصاحت در سخن عطا کردیم.» «حکمت» علم و آگاهی به یک معلوم خاص و مشخّص (علم تفصیلی) است. به هر علمی که چنین باشد، حکمت اطلاق می‌شود. حکمت (از نظر ادبی) صفتی است که خبر (محکوم بها) واقع می‌شود و مبتدا (محکوم علیها) واقع نمی‌شود. [لازم به ذکر است که] به دهنه اسب که با آن، اسب را کنترل می‌کنند، «حَکَمَه» گفته می‌شود.

چاپ دوم این‌کتاب با ۶۴۶ صفحه، شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه و قیمت ۹۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...