کتاب «هنر زنده‌ماندن»[Die Kunst, am Leben zu bleiben] نوشته آرتور شوپنهاور با ترجمه علی عبداللهی توسط نشر مرکز به چاپ سوم رسید.

هنر زنده‌ماندن»[Die Kunst, am Leben zu bleiben] نوشته آرتور شوپنهاور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ اول این‌کتاب همزمان با نمایشگاه کتاب تهران در سال گذشته عرضه شد و دی‌ماه همان‌سال هم به چاپ دوم رسید.

این‌کتاب همان‌طور که از نامش برمی‌آید، دربردارنده دیدگاه‌های گوناگون شوپنهاور درباره زندگی است. کتاب با تعریف دقیق، عینی و هوشمندانه شوپنهاور از دوره‌های مختلف حیات انسان و تفاوت‌های افراد در سنین مختلف آغاز می‌شود و به تعبیر علی عبداللهی مترجم آن، مانند سمفونی به‌هم‌پیوسته و رنگارنگی از دیدگاه‌های فلسفی در باب زندگی انسان، با مرگ و ترسیم ابعاد و خط و ربط‌های آن به زندگی، به پایان می‌رسد.

«هنر زنده‌ماندن» ۱۹ بخش دارد که عناوین‌شان به‌ترتیب عبارت است از: پیش درآمد، تفاوت‌های انسان در سنین مختلف، تعریف زندگی، غایت زندگی، طول عمر، مسیر زندگی، اکنون، دلبستگی به زندگی، مشغولیت در زندگی، لذت، خوشبختی، مضحکه زندگی، زندگی یک رؤیا، زندگی خوب، بی‌روحی زندگی، درد و رنج، زندگی و مرگ، برخی آثار شوپنهاور که به فارسی ترجمه شده‌اند.

در ابتدای مطالب این کتاب، نمونه‌هایی از نامه‌های شوپنهاور به مادر و خواهرش آمده که تا پیش از این، به فارسی ترجمه و چاپ نشده بودند. این فیلسوف دوستدار افلاطون و کانت، و همچنین دشمن هگل و هگلی‌ها در نامه‌نگاری با خواهرش آدله، علاقه عجیبی به دانستن نظرات خواهرش نسبت به آثارش از خود نشان داده است. در این کتاب، مخاطب ضمن آشنایی با برنامه مطالعاتی و زمان تدوین آثار سرنوشت‌ساز شوپنهاور، به نکات ناگفته دیگری که در ۴ کتاب پیشین مطرح نشده‌اند، پی می‌برد.

چاپ سوم این‌کتاب با ۱۱۲ صفحه و قیمت ۲۲ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...