کتاب «اندرز به فقیه» اثر سیدمصطفی محقق داماد منتشر شد.

اندرز به فقیه» اثر سیدمصطفی محقق داماد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، کتاب «اندرز به فقیه» با قیمت ۷۵۰ هزار تومان و توسط نشر سخن راهی بازار کتاب شده است.

در بخشی از پیشگفتار کتاب به قلم آیت‌الله سیدمصطفی محقق داماد می‌خوانیم: "به خاطر دارم نخستین باری که ذکری از این اندرزنامه به گوشم خورد سال ۱۳۴۷ خورشیدی بود. درست روزی که پدرم، آموزگار فقاهت، حاج سیدمحمد محقق داماد، طاب ثراه، پس از تحمل دوران کوتاهی بیماری قلبی دعوت حق را لبیک گفته بود و جنازه ایشان بر دوش شاگردانش و جمع کثیری از مردم قم تشییع می‌شد و چون تولیت آستانه مقدسه آن زمان محل دفنی در مسجد بالاسر برای ایشان منظور نداشت، قرار شد در محل فعلی که یکی از بقعات صحن مطهر کریمه اهل بیت، حضرت معصومه(س) است، جسم پاکشان به خاک سپرده شود. نظر به اینکه برای آماده شدن قبر به لحظاتی زمان نیاز بود، خال معظم، مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری یزدی، برای طی لحظات انتظار به بقعه همجوار تشریف بردند و امر فرمودند که اینجانب به اتفاق برادرم حاج سیدعلی محقق داماد، حفظه الله تعالی، در خدمتشان باشیم.

ایشان با کمال لطف و مهربانی فرمودند: علامه حلی وصیتی به فرزندش فخر المحققین، دارد که در آخر کتاب «قواعد الاحکام» ضبط شده و موجود است. در این وصیت بر جمله‌ای تأکید دارد که برای من بسیار جالب است. آن جمله این است: «ولا تکثر فی ذکری» یعنی [به تعبیر ایشان]: «پسرم! سعی کن بعد از من، بیش از حد پدرم پدرم نکنی.» ایشان ادامه دادند علامه حلی در توجیه سفارش خود می‌گوید که بیش از حد نام بردن از من، تو را نزد مردم شخصیتی می‌سازد که از خود هویتی ندارد و هر چه دارد صرفاً فرزندیِ من است.

اینجانب بر این امر گواهم که معظم‌له در نقل این نکته آموزنده، خود کاملاً عامل به آن بودند؛ زیرا در طی دوره درس اصول فقه که اینجانب افتخار تلمذ محضرشان را داشتم، معمولاً فقط وقتی ذکری از پدرشان می‌کردند که می‌خواستند نقدی بر ایشان وارد سازند. تعبیر ایشان این بود: «آقای والد، رحمة الله علیه، در کتاب دُرَر چنین گفته‌اند.» خوانندگان ارجمند این سطور مستحضرند که والد ایشان، مؤسس حوزه علمیه قم (در سال ۱۳۰۱ش)، مؤلف کتاب «درر الفوائد» هستند که یک دوره کامل اصول فقه است که بسیار روان و سهل الوصول تألیف شده و حاوی نکات بدیع و نوآوری‌های بسیار است. از مرحوم آیت‌الله بروجردی نقل است که فرموده‌اند سلیقه مرحوم شیخ مؤسس از نظم زیبای کتاب درر الفوائد مشهود است.

مناسب می‌دانم این سند را نیز برای سروران کِرامِ خواننده این مقدمه نقل کنم. روزی، شیخنا الاستاد، حاج شیخ مرتضی حایری یزدی، در جلسه درس فرمودند که روز گذشته، به شیوۀ هر روز، مباحث درس را قبل از آمدن به درس نوشتم و در یک جا که می‌خواستم مطلبی را از پدرم نقل کنم، چنین آوردم: «قالَ والدی المرحوم» ناگهان به خود آمدم که این جمله یک گزاره خبری است و گویا من مطمئنم که پدرم مورد رحمت و غفران حق قرار گرفته در حالی که من از کجا چنین اطمینانی برایم حاصل شده است؟ آن جمله را خط زدم و به جای آن نوشتم: «قالَ الوالدُ، رحمة الله علیه» که به صورت یک جمله دعایی و از مصادیق انشاء است و نه خبر. به دنبال این جریان، دیشب پدرم را در خواب دیدم که آمدند و انگشتان مرا بوسیدند."

در معرفی ناشر از کتاب نیز آمده است: کتاب «اندرز به فقیه» سلسله اندرزهایی است که فقیهی سترگ برای فقیهی بزرگ ارائه فرموده است. فرزند علامه، یعنی فخر المحققین، در زمان دریافت این پندنامه، فقیهی است که پدرش جایگاه فقهی او را تأیید کرده و پذیرفته است و لذا در آخرین بخش آن از او می‌خواهد که آثار او را کلاً ویرایش کند و اگر خطایی کرده، اصلاح نماید و کارهای ناتمام او را نیز تکمیل کند و این کار را فرزند برومندش طبق وصیت انجام داده است.

................ هر روز با کتاب ...............

پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...
من از یک تجربه در داستان‌نویسی به اینجا رسیدم... هنگامی که یک اثر ادبی به دور از بده‌بستان، حسابگری و چشمداشت مادی معرفی شود، می‌تواند فضای به هم ریخته‌ ادبیات را دلپذیرتر و به ارتقا و ارتفاع داستان‌نویسی کمک کند... وقتی از زبان نسل امروز صحبت می‌کنیم مقصود تنها زبانی که با آن می‌نویسیم یا حرف می‌زنیم، نیست. مجموعه‌ای است از رفتار، کردار، کنش‌ها و واکنش‌ها ...
می‌خواستم این امکان را از خواننده سلب کنم؛ اینکه نتواند نقطه‌ای بیابد و بگوید‌ «اینجا پایانی خوش برای خودم می‌سازم». مقصودم این بود که خواننده، ترس را در تمامی عمق واقعی‌اش تجربه کند... مفهوم «شرف» درحقیقت نام و عنوانی تقلیل‌یافته برای مجموعه‌ای از مسائل بنیادین است که در هم تنیده‌اند؛ مسائلی همچون رابطه‌ فرد و جامعه، تجدد، سیاست و تبعیض جنسیتی. به بیان دیگر، شرف، نقطه‌ تلاقی ده‌ها مسئله‌ ژرف و تأثیرگذار است ...