به گزارش ایبنا، شب «آبشارهای ایران» با حضور محمد درویش، کنشگر محیط‌زیست، حمیدرضا ریحانیان، پژوهشگر تنوع زیستی، محمد گائینی، فعال حوزه گردشگری، مجید اسکندری، نویسنده کتاب «راهنمای میدانی آبشارهای ایران»، امیرحسین بختیاری، مدیر مسئول انتشارات ایرانشناسی، علی دهباشی سردبیر مجله بخارا و جمع کثیری از دوست‌داران محیط‌زیست و طبیعت ایران شنبه 16 شهریورماه در خانه گفتمان شهر (خانه وارطان) برگزار شد.

کتاب «راهنمای میدانی آبشارهای ایران» هر صفحه به یک آبشار اختصاص یافته و کروکی مسیر دسترسی و مختصات جغرافیایی هر آبشار به‌صورت خطی و نقشه جغرافیایی مشخص شده است. برای هر آبشار نوع دسترسی به چهار صورت آسان، پیاده‌روی سبک، پیاده‌روی سنگین و فنی سخت، با نماد مخصوص خود مشخص شده‌اند و همچنین فصلی یا دائمی بودن آنها نیز با نماد تعریف شده است.

فصل‌بندی این کتاب براساس استان‌های کشور صورت گرفته و در هر فصل آبشارهای هر استان معرفی می‌شوند. در ابتدای هر استان توضیح مختصری درباره موقعیت جغرافیایی، همراه با نقشه پراکنش آبشارهای تأیید شده در هر استان در مقیاس‌های مختلف و با سیستم مختصات WGS-1984 UTM Zon 39N تهیه، ترسیم و کارتوگرافی شده‌اند.

در مواردی که یک آبشار با نام‌های مختلف معرفی شده باشد، یک نام متداول انتخاب شده و بقیه نام‌ها در متن و توضیحات آمده است که می‌توان در نمایه کتاب به جست‌وجوی آنها پرداخت. در برخی از مناطق کم‌آب کشور تعدادی از آبشارهای مهم معرفی شده‌اند که اگرچه از نظر ارتفاع و حجم آب، چندان شاخص نیستند، ولی در فرهنگ بومی این مناطق دارای سابقه‌ای کهن و تأثیرات مثبت اقتصادی و باورهای اساطیری بوده و معرفی آنها می‌تواند در توسعه گردشگری این مناطق کمک شایانی کند.

محمد درویش، کنشگر محیط‌زیست با اشاره به جایگاه مهم آبشارها در طبیعت ایران گفت: آبشارها به نسخ خطی ارزشمندی می‌مانند که کتابخانه‌های مشهور به آنها فخر می‌فروشند. آبشارها وزن مهمی در طبیعت ایران دارند و یکی از عیارهای طبیعت این سرزمین محسوب می‌شوند.

وی ادامه داد: آبشارها محصول تاب‌آوری منحصر به‌فرد رودخانه‌هایی هستند که به آنها عیار می‌بخشند، رودخانه‌هایی که در مسیر خود برخوردار از آبشار هستند، کیفیت آبزیانشان به مراتب بهتر خواهد بود. سرزمین ما به‌عنوان یک کشور جوان از نظر زمین‌شناسی از تفاوت ارتفاعی بسیار درخوری برخوردار است و آبشارهای ارزشمندی دارد که برخی از آنها در آسیای جنوب‌شرقی و خاورمیانه بی‌نظیر هستند؛ مانند آبشارهایی که از شاهان‌کوه سرازیر می‌شود. وقتی در کنار این آبشارها قرار می‌گیرید یا تصاویر آنها را می‌بینید، باور نمی‌کنید که این آبشارها در ایران واقع شده‌اند.

درویش با بیان اینکه متولی آبشارها در ایران، وزارت نیرو است، گفت: وزارت نیرو به‌عنوان بخشی از حاکمیت ایران متولی یکی از زیباترین اجزای طبیعت ایران است اما ارزشی برای آن قائل نیست و در حقیقت کارش نابودی آبشارهاست. برگزاری نشست‌هایی مانند شب آبشارهای ایران در گفتمان‌های رایج مردم چه در سطح دانشگاه‌ها و چه در صحن بهارستان خالی است، اگر این اتفاق می‌افتاد شاید روزگار آبشارهای ما این‌گونه نبود.

این کنشگر محیط‌زیست با اشاره به اهمیت آبشارها عنوان کرد: هرجا که آبشار وجود داشته باشد، طبیعت حیات‌وحش و پرندگان آن به طرز قابل توجهی افزایش پیدا می‌کند چراکه به کیفیت زیست منطقه می‌افزاید و منابع آب درخوری را در اختیار پرندگان قرار می‌دهد.

وی افزود: آبشارها بهانه‌ای هستند تا ما به ایرانی بودن خود افتخار کنیم. اما متأسفانه آموزش و پرورش ما در معرفی این چشم‌اندازهای ناب کم‌کاری کرده است. هنر ما این است که بتوانیم با معرفی میراث‌های ماندگار طبیعت ایران به جوانان خود نشان دهیم که پروردگار شما را دوست داشته که در سرزمینی به نام ایران متولد شدید.

مجید اسکندری، نویسنده کتاب راهنمای میدانی آبشارهای ایران در این نشست گفت: حدود 25 سال است که در حوزه طبیعت‌گردی و به‌طور مشخص شناسایی و بررسی گیاهان ایران فعالیت می‌کنم. یکی از عواملی که باعث شد به سمت تألیف کتاب در زمینه آبشارهای ایران جذب شوم، گیاهانی بودند که معمولاً در زیستگاه‌های آبشاری رشد می‌کنند مانند سرخس‌ها.

در هشت سالی که درباره یک گونه سرخس به نام سرخس پرسیاوشان تحقیق و بررسی می‌کردم، مجبور شدم به آبشارهای کشور که زیستگاه این گونه بود سفر کنم. این موضوع باعث شد به آبشارها علاقه‌مند شوم و تصمیم به تألیف کتابی در این زمینه بگیرم. به مرور مطالب، عکس‌ها، مسیرهای دسترسی و مختصات جغرافیایی آبشارها به کمک شادروان مجید بختیاری، مدیر مسئول انتشارات گیتاشناسی و ایرانشناسی جمع‌آوری شد. حاصل آن کتابی با عنوان «آبشارهای ایران» بود که در سال 1387 منتشر شد.

وی افزود: با توجه به اینکه اولین کتاب در حوزه گردشگری بود که به صورت گلاسه و با قیمت بالا عرضه می‌شد اما استقبال خوبی از آن صورت گرفت و در همان سال اول به چاپ دوم و در سال‌های بعد به چاپ چهارم هم رسید. این کتاب اشکالاتی داشت و به همین دلیل تصمیم گرفتیم با رفع این اشکالات کتاب آبشارها را به‌صورت راهنمای میدانی ویرایش کلی و تجدید چاپ کنیم. دوستان طبیعت‌گرد با ارسال بدون چشم‌داشت گزارش‌ها و عکس‌های خود، کمک بزرگی به چاپ کتاب راهنمای میدانی آبشارهای ایران کردند که از همه آنها سپاسگزارم.

این پژوهشگر با تأکید بر سفر هدفمند طبیعت‌گردان، اظهار کرد: اگر درباره ایران اغراق هم کنیم، اغراق‌هایمان بیشتر از واقعیت ایران نخواهد بود. ایران، کشوری است با تنوع زیستی و جانوری کم‌نظیر. معتقدم اگر در جایگاه مسافر یا طبیعت‌گرد سفرهایمان را هدف‌دار کنیم، بسیاری از کمبودهای حوزه طبیعت‌گردی برطرف می‌شود.

حمیدرضا ریحانیان، پژوهشگر تنوع زیستی نیز در سخنان کوتاهی گفت: زیبایی‌های طبیعت ایران به‌قدری زیاد است که نظیر آن در هیچ کجای کره خاکی یافت نمی‌شود، اما متأسفانه بر اثر سهل‌انگاری ما این طبیعت در معرض نابودی است. 370 هزار هکتار از جنگل‌های هیرکانی ثبت جهانی شده است اما در تابستان امسال در پنج واقعه آتش‌سوزی که نتیجه سهل‌انگاری انسانی بود، 430 هکتار از این جنگل‌ها در آتش سوخت.

محمد گائینی، فعال حوزه گردشگری نیز در این نشست درباره کتاب راهنمای میدانی آبشارهای ایران اظهار کرد: سال 86 که طبیعت‌گردی را به‌صورت جدی شروع کردم برایم عجیب بود که تصویر و نوشتاری از زیبایی‌های ایران در فضای مجازی وجود ندارد. به همین دلیل وبلاگی را راه‌اندازی کردم و تجربیات سفرهایم را در آن مکتوب کردم.

وی ادامه داد: به‌واسطه راه‌اندازی این وبلاگ با دوستان طبیعت‌گردی مانند مجید اسکندری آشنا شدم. سال 87 که کتاب آبشارهای ایران منتشر شد آن را خریداری کردم و برایم جالب بود که این کتاب رونوشتی از منابع دیگر نبود. این کتاب مسیر سفرهای بعدی من را شکل داد. نسخه جدید آن نیز که سال گذشته منتشر شد، مرجع بسیار خوبی برای طبیعت‌‌گردان است.

سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...