رودک معرفی کوتاه کتاب‌های روز، رودارود معرفی و بازخوانی طولانی‌تر کتاب‌های مطرح، رودسنگ معرفی طولانی کتاب‌های دیروز، دورود! نگاهی مفصل به کتابی پروفروش یا کم‌فروش سال‌های اخیر، رودبار بازخوانی کارنامه قلمی متن‌آفرین، رودخانه معرفی کتاب‌هایی که هر ایرانی باید بخواند، رودخوان اندر عوالم کتاب خواندن و آیین و آداب آن و گروه‌ها و حلقه‌های کتابخوانی و رودنامه در پایان مجله است که می‌توان این بخش آخر را نوعی فهرست و نمایه به شمار آورد.

سومین شماره از فصلنامه «رود»، ویژه معرفی و بازخوانی کتاب با مقالاتی از مترجمان و نویسندگان مطرحی؛ چون حسین معصومی همدانی، بهاءالدین خرمشاهی و آبتین گلکار منتشر شد.

مجله رود به مدیرمسئولی و سردبیری مهری بهفر استاد دانشگاه، شاهنامه‌پژوه و نویسنده که از ابتدای سال جاری با هدف اصلی ترویج کتاب‌خوانی از راه معرفی کوتاه و بلند کتاب‌های مطرح به علاقه‌مندان متولد شد، به سومین شماره در اولین ماه از فصل زمستان جاری رسید. 
این‌ نشریه شامل بخش های مختلفی؛ چون رودک معرفی کوتاه کتاب‌های روز (چاپ اول سال ۱۳۹۸)، رودارود معرفی و بازخوانی طولانی‌تر کتاب‌های مطرح روز (چاپ اول یا دوم و بیشتر سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸)، رودسنگ معرفی طولانی کتاب‌های دیروز، دورود نگاهی مفصل به کتابی پروفروش یا کم‌فروش سال‌های اخیر، رودبار بازخوانی کارنامه قلمی متن‌آفرین، رودخانه معرفی کتاب‌هایی که هر ایرانی باید بخواند، رودخوان اندر عوالم کتاب خواندن و آیین و آداب آن و گروه‌ها و حلقه‌های کتابخوانی و رودنامه در پایان مجله است که می‌توان این بخش آخر را نوعی فهرست و نمایه به شمار آورد. 
تورق مجله و نگاهی کلی به آن اسامی نام‌آشنا در حوزه ادبیات و ترجمه و ویرایش را به عنوان نویسنده مقالات این مجله نشان می‌دهد، مانند استاد حسین معصومی همدانی، پیشکسوت ویرایش و ترجمه، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی تا بهاء‌الدین خرمشاهی حافظ‌پژوه و نویسنده، آبتین گلکار استاد دانشگاه و مترجم زبان روسی، آزاد گنجه استاد دانشگاه، شهرام زرگر کارگردان، بازیگر تئاتر و سینما که تنها بخشی از افراد نامدار حوزه نویسندگی و ترجمه هستند و در تولید محتوای شماره سوم این نشریه همکاری کرده‌اند.

سومین شماره از فصلنامه «رود»، ویژه معرفی و بازخوانی کتاب

در شماره سوم رود چه می‌خوانیم؟

به گزارش ایرنا، سرمقاله سردبیر به نام رودساز در این شماره با نقب زدن به یکی از موضوعات روز بین جوانان؛ یعنی فضای مجازی و به طور مشخص شبکه اجتماعی اینستاگرام به اهمیت داستان و داشتن آن برای هر فرد می‌پردازد و آن را چنگ زدن به پوسته یک اتفاق برای نقل کردنش می‌داند و می‌نویسد:  نقل کردن برای دیده شدن، دیده شدن برای بودن، برای متصل بودن یا تصویر اتصال به زندگی. داستان گفتن همواره معنی بخش بودن، خود بودن و بالاتر از این‌ها راه نجات یافتن از چاه یا عدم سرپوشی بر روی این چاه بوده است. نیاز به داستان نیاز نوظهوری نیست، فقط ابزارهایش فرق کرده است.  (ص. ۱۶)

بخش رودآور مختص معرفی بلند کتاب‌های چاپ دو سال اخیر، نه فقط چاپ اول بلکه چاپ‌های جدید است و معرفی بلند و بازخوانی این کتاب‌ها در رودآور به چشم می خورد؛ تبر، ژاک قضاوقدری، نردبان آسمان، نیمه شب در پاریس، هوانورد، نظریه اجرا، یک پرونده کهنه، عشق چند رویکرد به یک مفهوم، فلسفه تنهایی، عروسی شاهدخت، نقش آیین‌های ایرانی در نظام خلافت اسلامی، تاریخ تئاتر سیاسی، داستان‌نویسی، این نوبت از کسان، سلونی قبل ان تفقدونی، کتاب مرتضی کیوان، فلسفه تحلیلی چیست؟ حافظ به سعی سایه، باستان‌شناسی شهری تهران؛‌کاوش میدان ارگ.

مقالات این بخش که به قلم های متفاوتی نوشته شده است نه فقط معرفی بلند بلکه توصیه به خواندن آن برای علاقه‌مندان به کتابخوانی نیز هست بنابراین با نقد کتاب روبرو نیستیم بلکه معرفی مفصل کتاب هایی را می خوانیم که نویسنده معتقد است آن کتاب ها ارزش خواندن دارند و به زبان خود خواننده را به خواندن آنها توصیه می کند و بنابراین هر معرفی قطعا توسط اساتید آن حوزه به انتخاب خود آنها نوشته و برای مجله ارسال شده است؛ کمااینکه مثلا معرفی مفصل نردبان آسمان (شرح منثور مثنوی از محمد شریفی) را استاد خرمشاهی نوشته اند و معرفی نظریه اجرا (نوشته ریچارد شکنر به ترجمه مهدی نصرالله زاده) را آزاده گنجه استاد دانشگاه در زمینه تئاتر. 

نکته قابل توجه دیگر در این بخش و بلکه کل مجله رود نبود تقسیم بندی برای کتاب‌هاست؛ مثلا معرفی ها و نقدهای کتاب‌های مجله فقط مختص کتاب‌های ادبیات، تاریخ یا روانشناسی نیست یا برای نمونه هر رده یا دسته از کتاب ها کنار هم نیامده اند چنانکه این بخش با نقد کتاب «تبر» (نوشته دانلد ای وست‌لیک و به ترجمه محمد حیاتی)  از کتاب‌های ژانر جنایی- معمایی به قلم معصومی همدانی آغاز می‌شوند و با کتاب  شعر فارسی در بخارا (نوشته یوگنی برتلس به ترجمه آبتین گلکار) کتابی در زمینه ادبیات کلاسیک فارسی نوشته حسن امینی ادامه می‌یابند. 

رود فصلنامه رو نقد کتاب

به گفته سردبیر، هدف این بوده تا هر مخاطبی فراتر از سلیقه خود و انتخاب‌های اولیه‌اش بتواند با آثار دیگری نیز روبرو شود شاید آنچه را می‌جسته بتواند در آثاری از دیگر حوزه ها بیابد و فقط کتاب‌هایی را نخواند که از روی عادت با آنها سروکار دارد.

بخش بعدی رودسنگ مختص معرفی بلند کتاب‌های چاپ قدیمی‌تر است؛ به شرط اینکه هنوز در بازار موجود باشند حتی اگر چند نسخه از آنها در کتابفروشی‌های برخط باشد، اما این بخش نیز به معرفی بلند کتاب‌ها می‌پردازد. در این بخش معرفی کتاب‌های زبانِ باز، حماسه و نافرمانی، دادخواهی حیوانات از ستم آدمیان، پیدایش ناسیونالیسم ایرانی، از چشم نابینایان، رجال و دانشمندان اصفهان، از این لحاظ، آدم ما در قاهره، پرده نئی، نهضت آزادی ایران از تاسیس تا انشعاب، به امید دیدار در آن دنیا، فواید الفؤاد؛ ملفوظات حضرت خواجه نظام الدین اولیا را می‌توانید بخوانید. 

بخش بعدی دورود به معرفی یک کتاب پرفروش یا کم‌فروش سال‌های اخیر می‌پردازد و در این شماره به کتاب جهان هولوگرافیک نوشته مایکل تالبوت و به ترجمه داریوش مهرجویی اختصاص دارد. این کتاب که اول بار در سال ۱۳۸۸ در ۴۴۶ صفحه و توسط نشر هرمس منتشر شده است تاکنون به چاپ پنجاه و هشتم رسیده است و به طور کلی نظریه‌ای به کلی تازه را درباره ماهیت جهان هستی معرفی می‌کند. اما جزئیات حاشیه‌ای در آن بسیار است که نه با شرح نظریه کاری دارند نه با شواهد مؤید آن یا بحث درباره استدلال‌های موافق و مخالف آن. این بخش از آنجا که به معرفی یک کتاب اختصاص دارد، قطعا طولانی‌ترین معرفی در کل مجله است. 

رودبار در واقع پرونده‌ای برای بازخوانی کارنامه قلمی متن‌آفرین است که این شماره به کارنامه محمد بهمن بیگی پایه‌گذار دبستان‌های سیار عشایری و آموزش به کودکان و بزرگ‌سالان عشایر اختصاص دارد. او که آثارش در سال‌های طولانی به دست ناشران مختلف چاپ شده است. به اجاقت قسم، بخارای من، ایل من و طلای شهامت از جمله آثار اوست.

بخش بعدی رودخانه است و کتاب‌هایی را معرفی می کند که هر ایرانی باید بخواند؛ در این شماره سفرنامه حاج سیاح به فرنگ به کوشش علی دهباشی توسط سیف‌الله گلمار معرفی شده است و بخش آخر رودخوان در واقع آداب و فواید حلقه‌های کتاب‌خوانی است.

در رودنامه نیز در صفحه پایانی مجله می توان فهرست کتاب‌های معرفی شده ناشران و نویسندگان را به تفکیک هر بخش مشاهده و سریع به آن مراجعه کرد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...