کتاب «اتمسفر ساختمان؛ فرم و بی‌فرمی» [OASE 91: Building Atmosphere: Material, Detail and Atmosphere in Architectural Practice] بحث اتمسفر در معماری و هنر را با تأکید بر توجه به ادراک چند حسی به عنوان یک راهکار مناسب در همزیستی عاطفی انسان در تعامل با مکان، بررسی می‌کند.

«اتمسفر ساختمان؛ فرم و بی‌فرمی» [OASE 91: Building Atmosphere: Material, Detail and Atmosphere in Architectural Practice]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب اتمسفر ساختمان؛ فرم و بی‌فرمی، به قلم، یوهانی پالاسما، پیتر زومتور و گرنوت بومه، [ Peter Zumthor , Klaske Havik , Gus Tielens , Hans Teerds , Juhani Pallasmaa] با ترجمه مرتضی نیک‌فطرت و احسان بیطرف به تازگی توسط انتشارات کتاب فکرنو منتشر شده است.

این‌اثر در حقیقت جلد دوم مجموعه «اتمسفرولوژی» است که شامل مجموعه مقالاتی است که در شماره ۹۱ ژورنال معماری Oase در سال ۲۰۱۳ به چاپ رسیده است که شامل مطالب و مصاحبه‌هایی از گرنوت بومه، فیلسوف آلمانی و نظریه‌پرداز در حوزه زیبایی‌شناختی اتمسفر، یوهانی پالاسما و پیتر زومتور است و در قالب مطالب و مصاحبه‌هایی به جستجوی راهکارهای تأثیر اتمسفر بر آثار نظری و عملی دو معمار نامبرده می‌پردازد و در انتها نمونه‌های ساخته‌شده با رویکرد معماری اتمسفری را مطرح می‌کند.

نویسندگان در این‌کتاب در پی پاسخگویی به سوالاتی چون، «اتمسفر چگونه در معماری نمود می‌یابد؟» و «معماری چگونه می‌تواند اتمسفر را ایجاد کند؟» هستند زیرا به عقیده پیتر زومتور و یوهانی پالاسما هر دو اتمسفر را مضمون اصلی معماری می‌دانند. معمار فنلاندی یوهانی پالاسما ادعا می‌کند که تجربه اتمسفر می‌تواند با مفهوم کیفیت فضایی در ارتباط باشد: «برخلاف تصور معمول، کیفیت فضا یا مکان تنها یک کیفیت ادراکی بصری نیست. قضاوت درباره هویت محیطی، یک ترکیب چند حسی پیچیده از عوامل بی‌شماری است؛ عواملی که به‌صورت آنی و ترکیبی و در قالب کلی اتمسفر، احساس، حالت یا محیط دریافت می‌شوند.»

اتمسفر برای معمار سوئیسی، پیتر زومتور، نیز جایگاه مهمی دارد. وی در کتاب اتمسفرها (۱۹۹۶) مجموعه‌ای از موضوعاتی که در دست‌یابی به اتمسفرهای معمارانه در کارهای وی نقش داشته‌اند را معرفی کرده است. هماهنگی مصالح، دمای محیط، سطوح صمیمیت و معماری به‌مثابه محیط برخی از این‌موضوعات هستند. هر یک از این دو معمار به نحوی متفاوت به موضوع اتمسفر پرداخته‌اند: پالاسما به شکل کاملاً نظری به ارتباط بین اتمسفر و سایر جنبه‌های حیاتی تجربه معماری پرداخته است. درحالی‌که زومتور مستقیماً از اتمسفر به‌عنوان یک اصل راهنمای حرفه معماری استفاده می‌کند.

این‌کتاب در ۱۰ فصل «اتمسفر به‌مثابه حضور فیزیکی آگاهانه در فضا»، «اتمسفر، همدردی، تجربه تجسم یافته»، «معماری ارکسترا»، «اعتقاد راسخ؛ ملاقاتی با پیتر زومتور»، «فرم / بی‌فرمی؛ ماکت‌های پیتر زومتور»، «مواجهه با اتمسفرها»، «فضای ریتمیک»، «سنگینی و سبکی»، «اَبَر آستان» و «رابطه انسان با سنگ و ملات» نوشته شده است.

این‌کتاب با ۱۳۶ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۲۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...