کتاب «درآمدی بر علوم اعصاب شناختی»‌  [Cognitive neuroscience : a very short introduction] نوشته ریچارد پسینگهام [R. E. Passingham] با ترجمه علی‌اکبر ارجمند راد و زهرا یمینی‌فر توسط نشر چترنگ منتشر و راهی بازار نشر شد.

درآمدی بر علوم اعصاب شناختی»‌  [Cognitive neuroscience : a very short introduction] ریچارد پسینگهام [R. E. Passingham]

به گزارش خبرنگار مهر، این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «علم» است که این‌ناشر چاپ می‌کند.

نویسنده این‌کتاب، ریچارد پسینگهام پژوهشگر ۷۷ ساله انگلیسی علوم اعصاب و برنده جایزه انجمن همکاری سلطنتی انگلستان است. او در زمینه سازوکارهای لوب فرونتال در تصمیم‌گیری و کنترل اجرایی تخصص دارد. او علوم اعصاب‌شناختی را شاخه علمی نسبتا جدیدی معرفی می‌کند که ارائه دیدگاه ثابت در آن، بسیار آسان‌تر از فیزیک یا شیمی است. به این‌ترتیب کتاب «درآمدی بر علوم اعصاب‌شناختی» نشان‌دهنده نگاه این‌محقق به این‌شاخه علمی جدید است.

پسینگهام در این‌کتاب در پی ارائه پاسخ به سوالاتی مثل «چرا افراد مبتلا به آلزایمر در یافتن مسیر خود مشکل دارند؟»، «چرا برخی افراد که عضوی از بدنشان قطع شده، باز هم عضو قطع‌شده را حس می‌کنند؟»، «چرا برخی بیماران پس از سکته مغزی متوجه اشیای سمت چپشان نمی‌شوند؟» و «انسان چگونه قادر به استنباط منظور دیگران است؟» است.

با وجود این‌که کتاب موردنظر، علمی است اما پسینگهام می‌گوید مطالب آن را طوری نوشته که برای عموم مخاطبان هم کاربرد داشته باشند. علوم اعصاب شناختی پلی است بین روان‌شناسی شناختی و علوم اعصاب. این‌علم با ظهور روش‌های پیشرفته مطالعه فعالیت مغز هنگام انجام اعمال حرکتی و ذهنی پدیدار شده است؛ روش‌هایی مانند توموگرافی با نشر پوزیترون، مگنتوآنسفالوگرافی، تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی مغز و تصویربرداری انتشار وزنی.

کتاب پیش‌رو ۹ فصل دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: حوزه‌ای جدید، ادراک، توجه، حافظه، استدلال، تصمیم‌گیری، نظارت، عملکرد، آینده.

پس از این‌فصول هم بخش‌های «منابع»، «برای مطالعه بیشتر» و «واژه‌نامه» درج‌ شده‌اند.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

حیاتی بودن سیستم آهیانه‌ای و پیش‌پیشانی پشتی برای اجرای آزمون‌های هوش سیال دلیلی دارد. آن‌ها معمولا شامل قواعدی می‌شوند که مستلزم به‌کارگیری روابط فضایی هستند و همان‌طور که در فصل ۳ توضیح داده شد، کورتکس آهیانه‌ای مختص بازنمایی فضاست.

برخی مسئله‌ها در ماتریس‌های ریون نیاز به توانایی ارزیابی قواعدی دارد که مستلزم چرخاندن طرح‌ها یا عناصری از طرح‌هاست. برای آزمودن این توانایی روشی مستقیم وجود دارد: اشکال یا حروف را در جهت‌های مختلف نمایش می‌دهند و از مشاهده‌گرها بخواهند قضاوت کنند که اگر در یک جهت قرار بگیرند، یکسان هستند یا نه. حل کردن این آزمون مستلزم دست‌کاری یا تغییر ذهنی است. وقتی افراد هنگام قضاوت‌هایی از این نوع اسکن شدند، در کورتکس آهیانه‌ای فعال‌سازی وجود داشت و مرکز این فعال‌سازی‌ها در شیار درون‌آهیانه‌ای بود (تصویر ۱۵).

این‌کتاب با ۱۳۹ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۴ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...