کتاب «سبک‌شناسی» [Stylistics: A Resource Book for Students] نوشته پاول سیمپسون [Paul Simpson] ترجمه نسرین فقیه‌ملک‌مرزبان منتشر شد.

سبک‌شناسی [Stylistics: A Resource Book for Students] نوشته پاول سیمپسون [Paul Simpson]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۴۰۰ صفحه توسط انتشارات دانشگاه الزهرا (س) منتشر شده است.

در معرفی کتاب «سبک‌شناسی» عنوان شده است: سبک‌شناسی یکی از روش‌های مورد استفاده برای تحلیل متن است. دیدگاه‌های معرفی‌شده در کتاب، دانشجویان و پژوهشگران را قادر می‌سازد متن را در لایه‌های مختلف سبکی آن و با دیدگاهی نو بررسی و تحلیل کنند. از جمله موضوعاتی که در این کتاب مطرح شده است، می‌توان به سبک‌شناسی شناختی، سبک‌شناسی روایت، دستور زبان و سبک، ایقاع و وزن، سبک‌های استعاره و گفتمان اشاره کرد. کتاب فصل‌بندی ویژه‌ای دارد و نویسنده در پیشگفتار برای مطالعه آن پیشنهادهایی به خوانندگان داده است. پیوست این کتاب شامل مقالاتی کلیدی از نامدارانی همچون راجر فالر، میک شرت، والتر نش و مری لوییز پرت است.

پاول سیمپسون، استاد و پژوهشگر برجسته، در کتابش کوشیده است منبعی قابل اعتماد و روشی آسان را برای دانشجویان و پژوهشگران ادبیات و زبانشناسی معرفی کند؛ روش‌هایی که برای متون مختلف و در همه زبان‌ها کاربرد دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...