جودی وایسمن [Judy Wajcman در این کتاب می‌کوشد تحلیل فمینیستی تازه‌ای عرضه کند؛ تحلیلی که در آن از یک‌سو با تعیّن‌گرایی تکنولوژیک مخالفت و از سوی دیگر این آموزه که استفادۀ انسان‌ها از تکنولوژی است که اثرات مفید و مخرب آن را مشخص می‌کند، به چالش کشیده می‌شود.

مواجهه فمینیسم با تکنولوژی» [Feminism confronts technology]  جودی وایسمن [Judy Wajcman

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «مواجهه فمینیسم با تکنولوژی» [Feminism confronts technology] کتابی است به قلم  جودی وایسمن که با ترجمه نوشین شاهنده و به همت انتشارات کرگدن وارد بازار نشر شده است. همانطور که از عنوان کتاب برمی‌آید رابطه فمینیسم و تکنولوژی در این پژوهش مورد توجه جودی وایسمن بوده است.

وایسمن استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه ملی استرالیا و استاد موسسه مطالعات جنسیتی در مدرسه اقتصاد لندن است. تغییرات تکنولوژیک و پیشرفت‌های حاصل از آن بسیاری از مناسبات و سامان‌های حیات بشری را دستشخوش تغییر کرده است اما زمانی که به جنسیت می‌رسیم، موضوع چگونه است؟ به عبارتی دیگر آیا تکنولوژی دارای سوگیری‌های جنسیتی است و آیا این ساحت در اختیار مردان قرار دارد؟ روابط جنسیتی در میان تحولات حاصل از تکنولوژی چه جایگاهی دارند؟

در بخشی از توضیح پشت جلد کتاب می‌خوانیم: «بسیاری از فمینیست‌ها انحصار مردانه در تکنولوژی را منبع مهم قدرت مردان، و ضعف مهارت‌های تکنولوژیک زنان را عاملی مهم در وابستگی زنان دانسته‌اند. این کتاب کوششی است در راه ارائه رویکردی منسجم برای تحلیل روابط متقابل جنسیت و تکنولوژی. جودی وایسمن می‌کوشد تحلیل فمینیستی تازه‌ای عرضه کند؛ تحلیلی که در آن از یک‌سو با تعیّن‌گرایی تکنولوژیک مخالفت می‌شود و از سوی دیگر این آموزه که استفاده انسان‌ها از تکنولوژی است که اثرات مفید و مخرب آن را مشخص می‌کند، به چالش کشیده می‌شود. پیشنهاد او دفاع از رویکرد «شکل‌گیری اجتماعی» است که طبق آن، تکنولوژی همواره شکلی از معرفت، نوعی شیوه عمل و محصولی اجتماعی است. درنتیجه، تکنولوژی محصول تعارض‌ها و مصالحه‌هاست و تبعات آن تا حد زیادی به توزیع قدرت و منابع میان گروه‌های مختلف جامعه وابسته است.»

وایسمن در این کتاب با استفاده از ادبیات فمینیستی و جامعه شناختی به بررسی تکنولوژی چه در تعریف و چه در رشدش به مثابه امری همراه با سوگیری مردانه می‌پردازد. همانطور که مترجم در یادداشت خود بر کتاب به درستی اشاره می‌کند با این که کتاب در پایان قرن بیستم نوشته شده و در نتیجه مواردی مانند بازی‌های رایانه‌ای و گوشی‌های هوشمند را مد نظر نداشته است اما تحلیل‌های وایسمن به اندازه‌ای عمیق است که بتواند شامل پیشرفت‌های کنونی نیز شود. علاوه بر این او ده سال پس از انتشار این کتاب، کتاب دیگری با عنوان تکنوفمینیسم نوشته است که ادامه مواجهه فمینیسم با تکنولوژی است که در این اثر آن را شروع کرده بود.

او در فصول مختلف کتاب به بررسی تکنولوژی‌های مربوط به کار دستمزدی، تولیدمثل، خانه‌داری، طراحی شهری و حمل‌ونقل می‌پردازد و در هر فصل نقش مناسبات جنسیتی در شکل‌گیری و توسعه تکنولوژی و نیز نقش تکنولوژی در حفظ یا تغییر این مناسبات را مورد نقد و بحث قرار می‌دهد. کتاب در شش بخش اصلی و یک نتیجه سامان یافته است. «نقدهای فمینیستی بر علم و تکنولوژی»، «تکنولوژی تولید: کار جنستی آفریدن»، «تکنولوژی تولید مثل: وانهادن به مردان»، «تکنولوژی‌های خانگی: کار کم کن یا اسیر کن؟»، «محیط ساخته شده: جایگاه زنان، فضای جنسیتی» و «تکنولوژی به مثابه فرهنگ مذکر».

نویسنده در فصل نخست کتاب به سراغ مرور نظریه‌های فمینیستی درباره علم و تکنولوژی می‌رود و با مرور نظریه‌های مربوط به علم استدلال می‌کند که نقد فمینیستی از علم به سادگی نمی‌تواند به چشم‌انداز فمینیستی درباره تکنولوژی انتقال پیدا کند. یعنی گرچه میان این دو توازن‌های قابل توجهی وجود دارد اما لازم است تکنولوژی را چیزی بیش از کاربرد علم درک کنیم. نویسنده در فصل دوم به قلمرو کار وارد شده و نقش و تاثیر تکنولوژی‌های تولید بر تفاوت‌های جنسی در قلمرو کار دستمزدی را ارزیابی می‌کند و در ادامه نگاهی به میزان اختلافات حاصل از آن و روابط جنسیتی در محل کار می‌اندازد و نشان می‌دهد که این امر به طرز عمیق بر مسیر و سرعت حرکت تحول تکنولوژیک تاثیر است. به باور او تکنولوژی‌های جدید مرتبط با زایایی زیست شناختی انسانی است که در سال‌های اخیر فمنییست‌ها از منظر فکری و سیاسی به آن معترض بوده‌اند.

در فصل سوم نویسنده به سراغ تکنولوژی در بستر پزشکی غربی می‌رود و رابطه تولید مثل و پیشرفت‌های تکنولوژیک و نسبت آن با زنان را پی می‌گیرد. در فصل چهارم نویسنده تمرکز خود را بر تاثیرات تغییرات تکنولوژیک بر کار زنان در خانه گذاشته است و تاثیرات تکنولوژی بر خانه‌های پسا صنعتی را مورد توجه قرار می‌دهد. در بخش اول فصل پنجم نویسنده استدلال می‌کند که تفاوت‎‌های جنسیتی به معنای دقیق کلمه در خانه‌ها بازسازی می‌شوند و این امر به مثابه بخشی از تمامی ساختار نظام شهری وجود دارد که یک نمونه مورد اشاره در این فصل تکنولوژی حمل و نقل است. در فصل ششم نویسنده با استفاده از مضامین چهار فصل اول تحلیلی از تکنولوژی به مثابه فرهنگی مذکر ارائه می‌کند و بیان می‌کند که پیوند نزدیکی بین تکنولوژی و ایدئولوژی مسلط مردانه وجود دارد. نویسنده در بخش نتیجه‌گیری تاکید می‌کند که لازم نیست شناخت خصلت عمیقا جنسیتی شده تکنولوژی منجر به بدبینی سیاسی یا نفی کلی تکنولوژی‌های موجود شود.

«مواجهه فمینیسم با تکنولوژی» به قلم جودی وایسمن با ترجمه نوشین شاهنده در 296صفحه، شمارگان 700 نسخه و قیمت 55 هزار تومان به همت انتشارات کرگدن در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

خود را با نسخه دیگری از رمان روبه‌رو خواهد دید... هر آنچه از راسکلنیکف، سونیا مارملادوف، سویدریگایلف، دونیا خواهر راسکلنیکف و حتی شخصیت‌های فرعی مانند لوژین و رازومیخین شنیده بودیم، مانند نوک کوه یخی بوده که بخش اعظم آن هویدا نبود... همسر با وفای داستایفسکی پس از گذشت 30سال از مرگ نویسنده این یادداشت‌ها را به دولت تسلیم می‌کند... یادداشت‌ها درواقع مرحله جنینی و پرورش شخصیت‌ها و روانشناسی آنهاست ...
آن‌چنان که فکر می‌کنیم در ادوار تاریخی اندیشه‌ ایرانی یک‌دست نبوده است... سنت ایرانی هیچ‌گاه خالی از اندیشه حکومت نبوده است... تمام متن در ذیل سپهر کیهان‌خدایی پر از تاثیر بخت و اقبال و گردش چرخ و ایام است... پادشاهی امری الهی است... باید زمان طی می‌شد تا انسان ایرانی خود به این باور برسد که سرنوشت به دست خویشتن است... اطراف محدود ما که می‌تواند نظام کل هرکسی باشد؛ بازتاب احوال و درک اوست ...
بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...