کتاب «نژادپرستی و افراط‌گرایی؛ میراث استالین برای ناسیونالیسم ترکی-آذری» [Monuments and identities in the Caucasus : Karabagh, Nakhichevan and Azerbaijan in contemporary geopolitical conflict] به همت اِتیَن کوپو و ایگور دُرفمَن لازارِف [Igor Dorfmann-Lazarev & Haroutioun Khatchadourian] و ترجمه کاوه بیات منتشر شد.

نژادپرستی و افراط‌گرایی؛ میراث استالین برای ناسیونالیسم ترکی-آذری» [Monuments and identities in the Caucasus : Karabagh, Nakhichevan and Azerbaijan in contemporary geopolitical conflict] به همت اِتیَن کوپو و ایگور دُرفمَن لازارِف [Igor Dorfmann-Lazarev & Haroutioun Khatchadourian]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «نژادپرستی و افراط‌گرایی» به تعامل پیچیده بین میراث فرهنگی و درگیری‌های ژئوپلیتیکی در منطقه قفقاز می‌پردازد، به ویژه با تمرکز بر مناطق قره باغ، نخجوان و آذربایجان. ایده اصلی کتاب این است که میراث فرهنگی و بناهای تاریخی منطقۀ قفقاز نقش مهمی در نزاع‌های ژئوپلیتیکی در این منطقه داشته است، بناهایی که صرفاً تاریخی نیستند بلکه عمیقاً با هویت‌ها و روایت‌های قومی در این منطقه عجین شده‌اند. این میراث غنی بوده است که امپراتوری‌های ایران، عثمانی و پس از آن شوروی درگیری‌های زیادی در آن منطقه داشته‌اند. این کتاب بررسی می‌کند که چگونه بناهای تاریخی و مکان‌های فرهنگی در قره باغ و نخجوان در هویت ملی ارمنی‌ها و آذربایجانی‌ها یک اصل مهم هستند. این بناها به‌عنوان پیوندهای ملموس با گذشته دیده می‌شوند و برای ادعاهای تاریخی بر سرزمین‌های مورد مناقشه، از طرف قدرت‌های مختلف، استفاده شده‌اند.

توضیح و علل و زمینه‌های شکل‌گیری یک سمت و سوی افراطی و نژادپرستانه در ناسیونالیسم ترکی-آذری، موضوع اصلی این مجموعه را تشکیل می‌دهد میراث برجای‌مانده از دانش محدود و مخدوش استالین به عنوان کمیسر امور ملیت‌های شوروی در یک برهه و زمامدار اتحاد جماهیر شوروی در مراحل بعد به گونه‌ای که در مقالۀ ایگور دُرفمَن لازارف می‌خوانیم یکی از دلایل اصلی بروز چنین عارضه‌های است و مناسباتی که در سال‌های بین دو جنگ اول و دوم جهانی بین گروهی از تبعیدی‌های قفقاز و آسیای میانه با محافل ترک‌گرای ترکیه شکل گرفت نیز همانگونه که در مقالۀ اِتیَن کوپو می‌خوانیم، دلیل دیگر.

نویسندگان توضیح می‌دهند که چگونه برخی بناها تخریب شده‌اند و برخی حفظ شده‌اند تا این منطقه در تسلط قدرتی خاص در بیاید. کار تا آن جایی پیش رفته است که حتی حافظت از برخی بناهای تاریخی جرم انگاشته شود و شامل اتهام سیاسی باشد. کتاب همچنین به نقش حقوق بین الملل در حفاظت از میراث فرهنگی در هنگام درگیری‌ها می‌پردازد.

نویسندگان دربارۀ آن چارچوب‌هایی که توسط کنوانسیون‌هایی مانند کنوانسیون لاهه برای حمایت از دارایی‌های فرهنگی در صورت درگیری‌های مسلحانه ایجاد شده است و چگونگی اعمال (یا نادیده‌گرفتن) این قوانین در قفقاز بحث می‌کنند. کتاب شامل مطالعات موردی فراوان است و هر مسئله را با مثال‌های متعدد شرح می‌دهد. همچنین در برخی موارد تصاویر و عکس‌هایی از این بناهای واقعی در کتاب قرار گرفته است که جنبۀ بصری این کتاب را تقویت نموده است. در نهایت قابل ذکر است که روش‌شناسی مناسب و مستندات دقیق این کتاب، آن را به منبعی ارزشمند برای علاقه‌مندان به مطالعات منطقۀ قفقاز کرده است.

کتاب «نژادپرستی و افراط‌گرایی؛ میراث استالین برای ناسیونالیسم «ترکی-آذری» با ترجمه کاوه بیات در ۱۵۸ صفحه و قیمت ۱۷۵ هزار تومان از سوی انتشارات شیرازه کتاب ما منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...